تبلیغات
دعای فرج هیئت محبان الحسین(ع) سرابادانی اشعار و نوحه وتصاویر متحرک مذهبی - گلچین اشعار مدح و منقبت امیرالمومنین (ع) ویژه عید غدیر سری اول

 

جهت مشاهده مجموعه اشعار

 

مدح و منقبت

مولا امیرالمومنین حیدر (ع)

ویژه دهه ولایت 

ایام عیدالله اکبر

 عید غدیر

 

به ادامه مطلب مراجعه نمایید

ز مقام یا صنم پر می کشد تا یا صمد

بت پرستی که ز بوی عشق می گیرد مدد

مسلم و کافر ندارد نام مولایم علی

مثل اکسیری نهفته در دل هر خوب و بد

از تمام خانه هایی که گدا را می خرند

من فقط پشت در این خانه را هستم بلد

نیست از نام علی نامی بلند آوازه تر

نیست فرقی بین او با قل هوالله احد

ما علی گفتیم اما مرتضی وقت نبرد

ذوالفقارش را به جز با ذکر یا زهرا نزد

 

هر که از عشق علی مرتضی دم می زند

حق به نامش سر در فردوس پرچم می زند

 

هر کسی پای تو را بوسید آقا می شود

چشمه ای که پای تو جوشید، دریا می شود

هر کسی گم کرده راه بندگی را، عاقبت

در صراط المستقیم قرب پیدا می شود

از نگاهی که به سلمان کرده ای پیداست که

کافر دین با نفسهای تو مِنّا می شود

فرق بین شاه و رعیت نیست در فیض حضور

هر که می آید در ایوان نجف جا می شود

خوش به حال امتی که طبق گفتار نبی

مرتضی در خانهء آن قوم بابا می شود

 

ما و احسان قدیمت یا صراط المستقیم

إهدنا سوی حریمت یا صراط المستقیم

 

از رطوبتهای چشمان تو شبنم شد درست

شبنم افتاد و زمین گِل گشت، آدم شد درست

نوح را نجار کرد عشق علی و بعد از آن

بهر قوم نوح یک کشتی محکم شد درست

رد نعلین علی را دید رویش پا کشید

تا که زیر پای اسماعیل زمزم شد درست

اسم اعظم بود و در عیسی تجلی کرد و بعد

آن دمِ احیا گرِ عیسی ابن مریم شد درست

آنقدر خرمای کال از دکّه تمّار برد

تا که آخر کار و بار دخل میثم شد درست

در غدیر خم پیمبر چند ساعت داد زد

آی مردم با ولایت دین خاتم شد درست

 

آفتاب دین پیمبر، تو قمر بودی علی

یک شبی را با چهل تن تا سحر بودی علی

 

ساقی امشب میگساری ها به وصلت منجر است

چون به جای کاسه لبهایم کنار کوثر است

جرعه نوشم کن خرابم کن بیندازم ز پا

زانویم پیش شما افتاده باشد بهتر است

چند تا رکعت رکوعت را بیفزا، پشت در

در میان سائلان دعوا سر انگشتر است

عرش را در زیر پا داری وگرنه کِی کسی

جای پاهایش به روی شانه پیغمبر است

سرزده کافیست تا که عازم میدان شوی

تار و مار رقص شمشیر تو صدها لشگر است

 

از دم تیغت گذر کردند  سرها بی شمار

لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

 

ای سر تو یک سر و گردن سر از سردارها

ای به امید تماشایت همه بازارها

پیش ما بیچاره ها سر کردن از نقص تو نیست

تو گل باغ ولایی در کنار خارها

مادران از کودکی دادند یاد بچه ها

با علی باش و مشو دل ناگَران کارها

ای مدار خانه ات کهف الوری! اذنم بده

همچو سگ زانو زنم پای شیار غارها

تو همین که فاطمه باشد کنارت کافی است

می روند از دور تو بعد پیمبر یارها

 

بعد پیغمبر تویی با خانه ای که سوخته

با غم زهرا و آن دردانه ای که سوخته

 

مانده جای غزوه های سخت و سنگین بر تنت

سر به زیر آورده با تیغ نگاهت دشمنت

آخر ای مولا تو را با جنگهایت بنگریم

یا به آن بچه یتیم شهر کولی  دادنت

آن مدالی که غدیر انداختی را بنگریم

یا طنابی که می افتد دور دست و گردنت

آنقدر طولی نینجامد تو را لبخندها

زود می آید زمان وای زهرا گفتنت

همسرت را پیش چشمان تو آتش می زنند

 

شعلهء کین را می افروزند روی گلشنت

روز عیدی اصلاً آقا لال باشم بهتر است

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

تویی که ساغر چشمت رقیب می طلبد
سرودن از نفست عطر سیب می طلبد
مسیح آمده از تو صلیب می طلبد
بده سبو ، بده باده ، عجیب می طلبد

شده تمام مناسک،می آوری تشریف
مرا به خم برسان مانده ام بلا تکلیف

نوشته اند مرا سالکان،غلام امشب
نگاه کن که بیفتد دلم به دام امشب
بریز می که بگردم به دور جام امشب
که شد به یمن تو نعمت به من تمام امشب

تو وحی منزل جبریل در غدیر خمی
تو نور ممتدی و در شبِ قبیله گمی

به رخ بکش که ببینند ابتدایت را
ببر به عالم معراج رد پایت را
فرشته آمده بالا برد دعایت را
خضوع کن که بگیرد نخ عبایت را

ز بسکه می برد ازعرش ،نور چشمت، دل
نگاه قبله به سمت تو می شود مایل

خدا گذاشت جهان را به اختیار خودت
سرتو گرم شد از اولش به کار خودت
غدیر شد که بیایی سر قرار خودت
بایستی و بمانی خودت کنار خودت

قیام کن که بگیری زعاشقانت دست
قیام کن که ببینی چه محشری شده است

ندیده چشم ملائک کسی به دلبریت
بهشتی اند همه از دعای سر سریت
خدا به خیر کند با خودش برابریت
که ایستاده نبی روی حرف آخریت

دو دل شده که بخواند لبم میانه ی راه
تورا علی ولی ا...(ع)، یا رسول ا...(ص)
در این کویر از این مُو ،شراب می کاری
پیاله های خم بی حساب می کاری
قدم قدم نفس مستجاب می کاری
تو ریشه های خودت را درآب می کاری

کنارِ ساحل ِچشم تو موجی از دریاست
از ارتفاع نگاه تو کربلا پیداست

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

شروع عشق به نام خدا ،خدای شما

دوباره واشده لب بر ثنا ،ثنای شما

هدف از خلقت من چیست به گمانم که ...

من آفریده شدم تا شوم فدای شما

از آن زمان که می از حوض کوثرم دادند

خرید حضرت کوثر مرا برای شما

نه غیر عشق تو در سر هوای دیگر بود

نه در دلم بنشسته به جای شما

دوید کودک طبعم به سمت مرغ غزل

پرید مرغ غزل باز در هوای شما

کبوتر غزلم پرزده به بام علی

علی امام من است و منم غلام علی

حیات بی تو ممات است یا علی مددی

ممات تو با حیات است یا علی مددی

مقام و مرتبه ات را فقط خدا داند

که اعظم الدرجات است یا علی مددی

گدا زخرمن فیض تو ارزنی خواهد

ببخش وقت زکات است یا علی مددی

طواف مروه و سعی و صفای من مولا

به گرد صحن و سرات است یا علی مددی

و بعد بردن نام تو به روی لبهامان

شکوفه ی صلوات است یا علی مددی

برای نوکر حیدر بهشت حاجت نیست

به او برت نجف هم اگر دهد کافیست

هزار شکر که آقا مریدتان هستم

غلام صحن و سرا و حریمتان هستم

مریض عشق تو هستم شفا نمی خواهم

به این خوشم که عمری مریضتان هستم

منم غلام حسینت و مادرم زهراست

اگر غلط نکنم قوم و خویشتان هستم

نشسته ام سر راهت گدای کاسه به دست

کرم نما به من آقا فقیرتان هستم

مرددم بنویسم خداست یا بنده است

چقدر رخت ولایت بر او برازنده است

لب تشنه ی دو لعل لبت آب زم زم است

آنکس که زنده شد ز دمت پور مریم است

صدها هزار جود و مسیحی غلامتان

با این حساب عشق تو در ذات آدم است

باغ بهشت وخده ی عشاق الحیدر است

با منکرش بگو که سرایت جهنم است

دست تو را پیمبر خاتم بلند کرد

یعنی فقط علی ولی الله اعظم است

زائر همیشه بعد نجف کربلا رود

یعنی غدیر اذن دخول محرم است



تاریخ : جمعه 18 مهر 1393 | 11:06 ب.ظ | نویسنده : حسن سرابادانی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.