تبلیغات
دعای فرج هیئت محبان الحسین(ع) سرابادانی اشعار و نوحه وتصاویر متحرک مذهبی - گلچین اشعار مدح و منقبت امیرالمومنین (ع) ویژه عید غدیر سری سوم

جهت مشاهده مجموعه اشعار

 

مدح و منقبت

مولا امیرالمومنین حیدر (ع)

ویژه دهه ولایت 

ایام عیدالله اکبر

 عید غدیر

 

به ادامه مطلب مراجعه نمایید

دلم با یا علی هر بار جانی تازه میگیرد

کتاب عشق با نام علی شیرازه میگیرد

من از "الیوم اکملت لکم" اینگونه فهمیدم

خدا با مهر او دین مرا اندازه میگیرد

زمین خرسند از گمنامی ما میشود, باشد

که در اوج فلک مداح او اوازه میگیرد

جهان هر چند جولانگاه خصم مرتضی باشد

خدا اما گلویش را درِ دروازه میگیرد

علی میگویم و هر لحظه از این عشق سرشارم

دلم با یا علی هر بار جانی تازه میگیرد

حسن کردی

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

کار من نیست که بنشینم املات کنم

شان تو نیست که در دفترم انشات کنم

عین توحید همین است که قبل از توبه

باید اول برسم با تو مناجات کنم

سالی یک بار من عاشق نشوم می میرم

سالی یک بار اجازه بده لیلات کنم

همه جا رفتم و دیدم که تو هستی همه جا

تو کجا نیستی ای ماه که پیدات کنم؟

پدر خاکی و ما بچه ی خاکی توایم

حق بده پس همه را خاک کف پات کنم

از تو ای پیر طریقت که سر راه منی

آن قدر معجزه دیدم که مسیحات کنم

از خدا خواسته ام هر چه که دارم بدهم

جای آن چشم بگیرم که تماشات کنم

تو همانی که خدا گفت: تو ربُّ الارضی

سجده بر اَشهد ان لایی الّات کنم

 

مثل ما ماه پیمبر به خودت ماه بگو

اشهد انّ علیّاً ولی الله بگو

 

آینه هستم و آماده ی ایوان شدنم

آتشی هستم و لبریز گلستان شدنم

چند وقتی ست به ایوان نجف سر نزدم

بی سبب نیست به جان تو پریشان شدنم

سفره ی نان جویی پهن کن ای شاه عرب!

بیشتر از همه آماده ی مهمان شدنم

آن که از کفر در آورد مرا مِهر تو بود

همه اش زیر سر توست مسلمان شدنم

از چه امروز نیفتم به قدومت، وقتی...

ختم شد سجده ی دیروز به انسان شدنم

روی خورشید تو خورشید پرستم کرده

با تجلّی تو در معرض سلمان شدنم

ده ذی الحجه ی من هجده ذالحجه ی توست

هشت روز است که آماده قربان شدنم

 

جان به هر حال قرار است که قربان بشود

پس چه خوب است که قربانی جانان بشود

 

شان تو بود اگر این همه بالا رفتی

حق تو بود که بالاتر از این جا رفتی

شانه ی سبز نبی باطنش عرش الله است

تو از این حیث روی عرش معلّا رفتی

انبیا نیز نرفتند چنین معراجی

انبیا نیز نرفتند تو اما رفتی

به یقین دست خدا دست پیمبر هم هست

پس تو با دست خودت این همه بالا رفتی

باید این راه به دست دگری حفظ شود

علت این بود که تا خیمه ی زهرا رفتی

 

تو ولی هستی و منجیِ ولایت، زهراست

تو هدایت گری و روح هدایت زهراست

 

آی مردم به خدا نیست کسی برتر از این

ازلی طینتِ اول تر و آخرتر از این

تا به حالا که ندیدند و بعد از این هم...

اسد الله ترین حضرت حیدرتر از این

هیچ کس نیست گه عقد اخوت خواندن

بهر پیغمبر اسلام برادرتر از این

رفت از شانه ی معراج نبی بالاتر

به خدا هیچ کجا نیست کسی سرتر از این

آن دو تا "ذات" در این مرحله یک "ذات" شدند

این پیمبرتر از آن، آن پیمبرتر از این

 

دستِ گرم پدر فاطمه در دست علی ست

بعد از این، بارِ نبوت همه در دست علی ست

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

 

 

 

ز مقام یا صنم پر می کشد تا یا صمد

بت پرستی که ز بوی عشق می گیرد مدد

مسلم و کافر ندارد نام مولایم علی

مثل اکسیری نهفته در دل هر خوب و بد

از تمام خانه هایی که گدا را می خرند

من فقط پشت در این خانه را هستم بلد

نیست از نام علی نامی بلند آوازه تر

نیست فرقی بین او با قل هوالله احد

ما علی گفتیم اما مرتضی وقت نبرد

ذوالفقارش را به جز با ذکر یا زهرا نزد

 

هر که از عشق علی مرتضی دم می زند

حق به نامش سر در فردوس پرچم می زند

 

هر کسی پای تو را بوسید آقا می شود

چشمه ای که پای تو جوشید، دریا می شود

هر کسی گم کرده راه بندگی را، عاقبت

در صراط المستقیم قرب پیدا می شود

از نگاهی که به سلمان کرده ای پیداست که

کافر دین با نفسهای تو مِنّا می شود

فرق بین شاه و رعیت نیست در فیض حضور

هر که می آید در ایوان نجف جا می شود

خوش به حال امتی که طبق گفتار نبی

مرتضی در خانهء آن قوم بابا می شود

 

ما و احسان قدیمت یا صراط المستقیم

إهدنا سوی حریمت یا صراط المستقیم

 

از رطوبتهای چشمان تو شبنم شد درست

شبنم افتاد و زمین گِل گشت، آدم شد درست

نوح را نجار کرد عشق علی و بعد از آن

بهر قوم نوح یک کشتی محکم شد درست

رد نعلین علی را دید رویش پا کشید

تا که زیر پای اسماعیل زمزم شد درست

اسم اعظم بود و در عیسی تجلی کرد و بعد

آن دمِ احیا گرِ عیسی ابن مریم شد درست

آنقدر خرمای کال از دکّه تمّار برد

تا که آخر کار و بار دخل میثم شد درست

در غدیر خم پیمبر چند ساعت داد زد

آی مردم با ولایت دین خاتم شد درست

 

آفتاب دین پیمبر، تو قمر بودی علی

یک شبی را با چهل تن تا سحر بودی علی

 

ساقی امشب میگساری ها به وصلت منجر است

چون به جای کاسه لبهایم کنار کوثر است

جرعه نوشم کن خرابم کن بیندازم ز پا

زانویم پیش شما افتاده باشد بهتر است

چند تا رکعت رکوعت را بیفزا، پشت در

در میان سائلان دعوا سر انگشتر است

عرش را در زیر پا داری وگرنه کِی کسی

جای پاهایش به روی شانه پیغمبر است

سرزده کافیست تا که عازم میدان شوی

تار و مار رقص شمشیر تو صدها لشگر است

 

از دم تیغت گذر کردند  سرها بی شمار

لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

 

ای سر تو یک سر و گردن سر از سردارها

ای به امید تماشایت همه بازارها

پیش ما بیچاره ها سر کردن از نقص تو نیست

تو گل باغ ولایی در کنار خارها

مادران از کودکی دادند یاد بچه ها

با علی باش و مشو دل ناگَران کارها

ای مدار خانه ات کهف الوری! اذنم بده

همچو سگ زانو زنم پای شیار غارها

تو همین که فاطمه باشد کنارت کافی است

می روند از دور تو بعد پیمبر یارها

 

بعد پیغمبر تویی با خانه ای که سوخته

با غم زهرا و آن دردانه ای که سوخته

 

مانده جای غزوه های سخت و سنگین بر تنت

سر به زیر آورده با تیغ نگاهت دشمنت

آخر ای مولا تو را با جنگهایت بنگریم

یا به آن بچه یتیم شهر کولی  دادنت

آن مدالی که غدیر انداختی را بنگریم

یا طنابی که می افتد دور دست و گردنت

آنقدر طولی نینجامد تو را لبخندها

زود می آید زمان وای زهرا گفتنت

همسرت را پیش چشمان تو آتش می زنند

 

شعلهء کین را می افروزند روی گلشنت

روز عیدی اصلاً آقا لال باشم بهتر است

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@



تاریخ : جمعه 18 مهر 1393 | 11:08 ب.ظ | نویسنده : حسن سرابادانی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.