تبلیغات
دعای فرج هیئت محبان الحسین(ع) سرابادانی اشعار و نوحه وتصاویر متحرک مذهبی - گلچین اشعار مدح و منقبت امیرالمومنین (ع) ویژه عید غدیر سری هشتم

 

جهت مشاهده مجموعه اشعار

 

مدح و منقبت

مولا امیرالمومنین حیدر (ع)

ویژه دهه ولایت 

ایام عیدالله اکبر

 عید غدیر

 

به ادامه مطلب مراجعه نمایید

باز مرا سوی لبِ خُم کشید

قصه‌ی دریا به تلاطم کشید

آمد و توفان من آغاز شد

باز دری رو به دلم باز شد

ساقی افلاک! سلامٌ علیک!

ای پدر خاک! سلامٌ علیک!

وای! اگر باز جوابم دهی

شعر بخوانم، تو شرابم دهی

دست تو را عشق که بالا گرفت

دست تو نه دست خدا را گرفت

بر نکش از چهره تو کامل نقاب

تا نپرستند تو را بوتراب

روح امین پیش تو پر باز کرد

با تو محمد سخن آغاز کرد

نوح شده غرق تو ای ناخدا

کشتی او را برسان تا خدا

قطره تو را دیده و دریا شده

«خاک ضعیف از تو توانا شده»

بَه! بِه تو و تیغ بلا جوی تو

شیری و شیران همه آهوی تو

بر سر ذوق آمده پروردگار

بس که می‌آید به تو این ذوالفقار

کار هزار آیت اعظم کنی

گوشه‌ی ابرو تو اگر خم کنی

ای خط توصیف تو بی خاتمه

جلوه‌ی ظاهر شده‌ی فاطمه

اول و آخر سر یک موی تو

ظاهر و باطن تو و بانوی تو

کشتی خلقت به هدف می‌رسد

تا که به ایوان نجف می‌رسد

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

غدیر عید همه عمر با على بودن‏

غدیر آینه ‏دار على ولى الله ست

غدیر حاصل تبلیغ انبیا همه عمر

غدیر نقش ولاى على به سینه ماست

غدیر یک سند زنده ، یک حقیقت محض‏

غدیر از دل تنگ رسول عقده گشاست

غدیر صفحه تاریخ وال من والاه‏

غدیر آیه توبیخ عاد من عاد است

هنوز لاله اکملت دینکم روید

هنوز طوطى اتممت نعمتى گویاست

هنوز خواجه لولاک را نداست بلند

که هر که را که پیمبر منم ، على مولاست

بگو که خصم شود منکر غدیر ، چه باک‏

که آفتاب ، به هر سو نظر کنى پیداست

چو عمر صاعقه کوتاه باد دورانش‏

خلافتى که دوامش به کشتن زهراست

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

از امر خدا ولایت احیا گردید

ملعون بود آنكه می نماید تردید

فرمود نبی بر همه مولاست علی

تا كور شود هرآنكه نتواند دید

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

باز تابید از افقْ روزِ درخشانِ غدیر

شد فضا سرشار عطرِ گل ز بستان غدیر

موج زد دریای رحمت در بیابان غدیر

چشمه ‏های نور جاری شد ز دامان غدیر

شد غدیر خُم تجلی‏گاه انوار خد

تا در آن ‏جا جلوه ‏گر شد نور مِصباحُ الهُدی

آفرینش را بُوَد بر سوی آن سامان نگاه

ما سوی اللّه‏ منتظر تا چیست فرمان اِله

ناگهان خَتمِ رُسُل ، آن آفتاب دین پناه

بر فراز دست می ‏گیرد علی را همچو ماه

تا شناساند به مـردم آن ولی اللّه‏ را

والِ مَن والاه  خواند، عادِ مَن عاداه  را

ای غدیر خم که هستی روز بیعت با امام

بر تو ای روز امامت از همه امت سلام

از تو محکم شد شریعت ، وز تو نعمت شد تمام

ما به یاد آن مبارک روز و آن زیبا پیام

از ولای مُرتضی دل را چراغان می‏ کنیم

بـا علی بار دگر تجدید پیمـان می‏ کنیم

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

زمین در دست تنهایی رها بود

جدا از جلوه‌های آشنا بود

به ناگه نور پاکی آفریدند

علی تصویر لبخند خدا بود

 

2

جمال حق چه زیبا منجلی شد

دمی که مرتضی نامش علی شد

محمد در حرا پیغمبری یافت

علی هم در غدیر خم ولی شد

 

3

غدیر خم به عالم بی‌نظیر است

در آنجا هرچه خوبی چون سفیر است

خدا از نای احمد گفت: مردم!

علی عالی اعلا امیر است

 

4

شراب ناب تا وقتی به کام است

که از بحر غدیر خم به جام است

همانجا حاضران با شوق گفتند:

علی ابن ابیطالب امام است

5

گلستان جهان یعنی علی عشق

زمین و آسمان یعنی علی عشق

تو می‌دانی رضایت را زبان چیست

سکوت عاشقان یعنی علی عشق

 

6

علی یعنی قنوت هر قیامی

علی یعنی تمام هر مقامی

سلام بهترین‌ها باد بر او

علی یعنی امام هر امامی

7

دمی کز درد بازو داد می‌زد

تمام عشقِ بانو داد می‌زد

دو دست بسته‌اش تسلیم حق بود

تمام کوچه با او داد می‌زد

 

8

سحر شد، عشق در هر سینه تابید

لب مشتاق اهل راز خندید

برای هر مناجاتش همه عمر

اذان در کوچه‌های شهر پیچید

 

9

کسی از حال مولا باخبر نیست

نمی‌داند که جز یاد سفر نیست

علی محراب‌ها را دوست دارد

سر حق دارد و در فکر سر نیست

 

10

علی توحید اهل آسمان است

مفاتیح الجنان این جهان است

علی را کوچه‌های کوفه دیدند

که هم آرام جان، هم جان جان است

 

11

تمام عاشقان در فکر یارند

به یادش سر به زانو می‌گذارند

یتیمان گرچه نشناسند او را

ولی خیلی علی را دوست دارند

 

12

خیال من به دنبال صفا بود

ولی دیدم که دنیا پر بلا بود

میان خیل مشتاقان عالم

علی تنهاترین مرد خدا بود

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

دست‌هایت را که در دستش گرفت آرام شد

تازه انگاری دلش راضی به این اسلام شد

دست‌هایت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت:

مومنین! ( یک لحظه اینجا یک تبسم کرد و گفت:)

خوب می‌دانید در دستانم اینک دست کیست؟

نام او عشق است، آری می‌شناسیدش : علی است

من اگر بر جنگجویان عرب غالب شدم

با مددهای علی ابن ابی طالب شدم

در حُنین و خیبر و بدر و اُحُد گفتم: علی

تا مبارز خواست «عمرِو عبدِوُد» گفتم: علی

با خدا گفتم: علی، شب در حرا گفتم: علی

تا پیام آمد بخوان «یا مصطفی»! گفتم: علی

هر چه می‌گویم علی، انگار اللّهی ترم

مرغ «او ادنی»ییم وقتی که با او می‌پرم

مستجار کعبه را دیدم، اگر مُحرِم شدم

با «یَدُ الله» آمدم تا «فُوقِ اَیدیهِم» شدم

تا که ساقی اوست سرمستند «اصحابُ الیمین»

وجه باقی اوست، «اِنّی لا اُحبُّ الافِلین»

دست او در دست من، یا دست من در دست اوست

ساقی پیغمبران شد یا دل من مست اوست

یکصد و بیست و چهار آیینه با هر یک هزار ـ

ساغر آوردند و او پر کرد با چشمی خمار

آخرین پیغمبر دلداده‌ام در کیش او

فکر می‌کردم که من عاشقترینم پیش او

دختری دارم دلش دریای آرامش، ولی

شد سراپا شور و توفان تا شنید اسم علی

کوثری که ناز او را قلب جنت می‌کشید

ناگهان پروانه‌ شد دور سر حیدر ‌پرید

روزگارش شد علی، دار و ندارش شد علی

از ازل در پرده بود آیینه دارش شد علی

رحمتٌ للعالمینم گرد من دیو و پری

می‌پرند و من ندارم چاره جز پیغمبری

بعد از این سنگ محک دیگر ترازوی علی است

ریسمان رستگاری تارِ گیسوی علی است

من نبی‌اَم در کنارم یک «نبأ» دارم «عظیم»

طالبان «اِهدنا» اینهم «صراطَ المستقیم»

چهره‌اش مرآتِ «یاسین»، شانه‌هایش «مُحکمات»

خلوتش «والطور»، شور مرکبش «والعادیات»

هر خط قرآنِ من، توصیفی از سیمای اوست

هر که من مولای اویم، این علی مولای اوست

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 



تاریخ : جمعه 18 مهر 1393 | 11:13 ب.ظ | نویسنده : حسن سرابادانی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.