تبلیغات
دعای فرج هیئت محبان الحسین(ع) سرابادانی اشعار و نوحه وتصاویر متحرک مذهبی - روضه ها و گریز های مکتوب شهادت امام حسن مجتبی(ع) سری سوم

 

حضرت زهرا (س) از رسم تشییع جنازه ی عرب ناراحت بود ؛ چون بدن میت

را روی تخته ای می گذارند و روپوشی روی آن می اندازند .حجم بدن میت معلوم بود .

اسما عرض کرد : آن زمانی که من در حبشه بودم ؛ مردم حبشه برای حمل جنازه چیزی را

که پوشاننده بود ساخته بودند به طوری که دیواره داشت و حجم بدن معلوم نبود .

اسماء به درخواست حضرت زهرا (س) آن را ساخت .

عرض میکنیم :ای اسماء خدا خیرت بدهد که این تابوت دیواره دار را ساختی وگرنه نمی دانم

در جریان تیراندازی به تابوت امام حسن (ع) چه بر سرجنازه ی امام می آمد ؟حضرت عباس (ع)

چه حالی میشد و چه میکشید ؟ نمیدانم امام حسین (ع) در آن حال چه میکرد ؟ به هر حال

در جریان تشییع جنازه ی امام حسن و تیرباران جنازه ی او تابوت بین بدن و تیرها فاصله ایجاد

کرده بود ولی دلها بسوزد برای غریب کربلا

بدن امام از تیرها و نیزه ها و شمشیرها و سنگها و چوبها و... قطعه قطعه شد

و زیر سم اسبان قرار گرفت و استخوانهایش خرد شد .

کی بود گمانم که کند دشمن جانی           بر مصحف صد پاره پاره ی من اسب دوانی 

ممنوع شود دیدگانم از اشک فشانی                    مهلت ندهندم که کنم مرثیه خوانی 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

جنازه ی امام حسن (ع) را تیرباران کردند,اما بین تیر و بدن امام (ع) تابوت واسطه بود .

بمیرم برای آن مظلومه ای که بین درو دیوار قرار گرفت ؛

اما بین میخ در و سینه اش هیچ واسطه ای نبود .....

اگر هفتاد تیر کین برروی تنم آید                                          خدا داند که با آن زخم میخ دربرابر نیست 

چهل سال است می پرسی که در کوچه چه ها دیدم        اگر پاره جگر گشتم به جز از داغ مادر نیست 

اگر چه دشت پر خونم ، دل و چشمت پراز خون کرد          بمیرم از برای چشم تو این طشت آخر نیست 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

زینب (س) فکر میکرد برادرش مثل دفعه های قبل میخواهد زهر راپس بیاورد .

بایک امیدی طشت آورد ، ولی ناگهان متوجه شد پاره های جگر آقا درون طشت است

..ای وای برادم ....ای وای حسنم .....اینجا حضرت زینب (س) خودش طشت آورد ؛

ولی یک جا برایش طشت آوردند .

طشت طلا سر بریده ی برادر ....مجلس یزید ...مجلس نامحرمان ...چوب خیزران ....

از دو طشت آمد صدای شورو شین           گاهی از طشت حسن ؛ گاه از حسین 

برسر آن طشت قاسم سینه چاک             عابدین در شام بود از غم هلاک 

گرزلبهای حسن خون میچکید              خورده لبهای حسین چوب یزید 

تکیه بردوش حسین زد مجتبی                 بود بالین حسین خاک کربلا 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

در این مملکت وقتی جنازه های شهدا را میآوردند ،

مردم ، زن و مرد برای تشییع جنازه ها جمع میشوند و تابوت شهدا را گلباران میکنند .

مراسم میگیرند و با شکوه خاصی آنها را دفن میکنند ....

اما دلها بسوزد برای آن امامی که تابوت او را به جای گلباران تیرباران کردند .

بعدکشتن تیرباران ،پیکرت گردید کاش                   این جنایت درکنار قبر پیغمبر نبود 

یادسیلی خوردن مادر تورا میکشت سخت         حاجتی دیگر به زهر و قاتلی دیگر نبود 

پیش خواهر از دهانت خون دل آمد برون          بعد مادر کاش دیگر زنده این خواهر نبود 

می نشستی پای منبر میشنیدی ناسزا      خون دل خوردن زغلتیدن به خون کمتر نبود 

کی گمانم بود قبرت همچو جان گیرم به بر           هیچ جانی جسم را اینگونه درد آور نبود 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

امام صادق (ع) فرمود : وقتی امام حسین (ع) به بالین برادر آمد

و آن وضع و حال برادر را مشاهده کرد ؛گریست . امام حسن (ع) فرمود : چرا گریه میکنی ؟

فرمود : چرا نگریم که تو را مسموم میبینم . فرمود اگر چه مرا مسموم کردند ؛

ولی آنچه بخواهم ( از آب و شیر و ...) در اینجا آماده است

و برادران و خواهرانم و بستگانم جمعند ؛

ولی " لا یوم کیومک یا ابا عبدالله یزدلف الیک ثلاثون الف رجل یدعون

انهم من امه جدنا فیجتمعون علی قتلک و سفک دمک ...."

از آن سوزم حسینم جسم من در خاک سپارد         ولی کس نیست جسم او از خاک بردارد 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

جهت مشاهده دیگر روضه ها و گریزهای

شهادت امام حسن مجتبی(ع)

به ادامه مطلب مراجعه نمایید

سلام ای مصدر نور محبت 
سلام ای شعر پرشور محبت 
سلام ای دلربای دلربایان 
به دلهایی تو مشهور محبت 
بیا یابن الحسن جانم فدایت 
همه ی آرزوی مااین است که حتی اگر شده در خواب و رویا خدمت امام زمانمان برسیم دست ادب به سینه بگذاریم و سلامی عرض کنیم و جوابی بشنویم .... 
مردم کریم اهل بیت امام حسن (ع) را میدیدند . جلو می آمدند و سلام عرض می کردند ، اما چه سلامی ! به جای سلام با کمال وقاحت و بی شرمی ، از روی سرزنش به امام معصوم از خطا و لغزش میگفتند : یا مذل المومنین یعنی ای کسی که مایه ی خواری مومنان هستی !... 
آن یکی میگفت با من اینچنین 
السلام یا مذل المومنین 
روی منبر دور ، دور خصم بود 
ناسزا گفتن به حیدر رسم بود 
انعکاس جلوه طه منم 
وارث خون دل زهرا منم 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
روایت میگوید : صورت نازنین امام حسن (ع) خیلی زیبا بوده است . گاهی که میخواست از منزل بیرون برود مردم جمع میشدند ومحو تماشای امام حسن می شدند . راه بسته میشد و حضرت مجبور میشد که برگردد . حالا صورت به این نازنینی، من جگرم برای امام حسین (ع) سوخته که وقتی برادر را در قبر میگذاشت چه حالی پیدا کرد ؟ جمله ای را فرمود که کاشفیت از آن سوز باطن دارد . فرمود : برادر من بعد تو هیچ وقت عطر نمی زنم این جمله بسیار کاشف از سوز دل امام حسین (ع) است . ولی یک کاشفی بزرگتر از این در کربلا گفته شد : آنجا که بالا ی سر قمر بنی هاشم (ع) آمد نفرمود دیگر عطر نمی زنم . فرمود : " الان انکسر ظهری و قلت حیلتی " کمرم شکست و تدبیرو توانم به پایان رسید . 
بهر آن لب تشنه دریا خون گریست 
دیده ی صحرا دل هامون گریست 
چشم ثارالله همچون چشم مشک 
ریخت اشک وریخت اشک و ریخت اشک 
کی به خون آغشته چشمی بازکن 
یک برادر گوی و خواب نازکن 
جمع کردم از زمین هست تورا 
هم علم هم مشک و هم دست تورا 
بی تو ای سرو روان در خیمه گاه 
آب آب تشگان شد آه آه 
عضو عضوم  راست در هر انجمن 
ناله ی عباس من عباس من 
تا تورا ازتیغ کین افتاد دست 
ماند پایم از راه و پشتم شکست 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
در خطبه های نماز جمعه چند چیز واجب است ؛ مثل اینکه خطبه ها باید مشتمل بر حمل اللهی و صلوات بر پیامبر (ص) و آل او باشد و همچنین موعظه و قرائت قران را هم داشته باشد . اما دلها بسوزد برای غربت و خون دل خوردنهای امام حسن (ع) معاویه به حاکم مدینه سپرده بود که در خطبه های نماز جمعه موظف هستی حتما در حضور حسن بن علی (ع) به جای درود و صلوات ؛ پدرش را لعن و نفرین کنی . امام حسن (ع) می آمد مسجد . روی منبر رسول خدا و در حضور وی پدرش را لعن و نفرین میکردند . وقتی هم وارد خانه میشد باید با قاتل خودش مصاحبت میکرد . 
مسجد رفتم جفابه حیدر دیدم 
در خانه شدم کینه به همسر دیدم 
زمسجدو خانه پابرون بنهادم 
در کوچه شدم قاتل مادر دیدم 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
امام حسن (ع) از آب خوردن بی تاب شد ولی امام حسین (ع) از آب نخوردن . 
دو سبط مصطفی دادند جان از آب و بی آبی 
زبی آبی حسین اما حسن از آب بی جان شد 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
حضرت زهرا (س) از رسم تشییع جنازه ی عرب ناراحت بود ؛ چون بدن میت را روی تخته ای می گذارند و روپوشی روی آن می اندازند .حجم بدن میت معلوم بود . اسما عرض کرد : آن زمانی که من در حبشه بودم ؛ مردم حبشه برای حمل جنازه چیزی را که پوشاننده بود ساخته بودند به طوری که دیواره داشت و حجم بدن معلوم نبود .  اسماء به درخواست حضرت زهرا (س) آن را ساخت . 
عرض میکنیم :ای اسماء خدا خیرت بدهد که این تابوت دیواره دار را ساختی وگرنه نمی دانم در جریان تیراندازی به تابوت امام حسن (ع) چه بر سرجنازه ی امام می آمد ؟حضرت عباس (ع) چه حالی میشد و چه میکشید ؟ نمیدانم امام حسین (ع) در آن حال چه میکرد ؟ به هر حال در جریان تشییع جنازه ی امام حسن و تیرباران جنازه ی او تابوت بین بدن و تیرها فاصله ایجاد کرده بود ولی دلها بسوزد برای غریب کربلا بدن امام از تیرها و نیزه ها و شمشیرها و سنگها و چوبها و... قطعه قطعه شد و زیر سم اسبان قرار گرفت و استخوانهایش خرد شد . 
کی بود گمانم که کند دشمن جانی 
بر مصحف صد پاره پاره ی من اسب دوانی 
ممنوع شود دیدگانم از اشک فشانی 
مهلت ندهندم که کنم مرثیه خوانی 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
چرا به امام حسن (ع) میگویند :غریب مدینه ؟ یک وجه میتواند این باشد که قبر شریف آن حضرت در بقیع ؛ گنبد و بارگاه و ظاهری ندارد . یا بگویم وجه غربت آن حضرت این است که سرداران لشکر امام حسن به او خیانت کردند و حتی دوستانش به او گفتند : یا مذل المومنین ؛ ای کسی که ذلیل کننده ی مومنان هستی ؛ اینها همه درست است اما یک وجه هم این است که امام حسن تنها پسری بود که در آن کوچه همراه مادرش ،حضرت زهرا (س) حاضر بود تنها فرزندی بود که دید مادرش در آن کوچه سیلی خورد و نقش زمین شد . بعد آن جریان هم نمیتوانست به کسی حرفی بزند . همه ی این ها بغض شده بود . باید هم بعدها به صورت پاره های جگر درون طشت بریزد ؛ لذا 
از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد 
و آن طشت را از خون جگر باغ و لاله کرد 
خونی که خورده بود همه عمر از گلو ریخت 
دل را تهی ز خون دل چند ساله کرد 
ممنونم ای زهر جفا کردی مرا حاجت روا 
درد غم و دیرینه ام دادی طبیبانه شفا 
کاش آن زمان می آمدی در کوچه های بی کسی 
تا می گرفتی پیش از این با جرعه ای جان مرا 
تا که نمی دیدم دگر آن صحنه های پر شرر 
شاهد نمی شد چشم من بر ضرب سیلی جفا 
یا آنکه آتش می زدی بر این دل خونین جگر 
تا که نبینم پشت در افتادن خیرالنسا 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
زنهای سناباد جمع شدند ودر تشییع جنازه ی امام رضا (ع) شرکت کردند و تابوت امام رضا (ع) را غرق گل کردند . در تشییع جنازه ی امام حسن (ع) همه جمع شدند ؛ تشییع پیکر جگر گوشه ی پیامبر (ص) است . باید مراسم تشییع با شکوهی برگزار شود ؛ اما غربت را ببین : میگویند فرزند نباید کنار پدر دفن شود ! کار به جایی رسید که دست به کمان بردند و تابوت جگر گوشه ی پیامبر را آماج تیر های کینه قرار دادند . به جای گلباران تابوت را تیرباران کردند . اما دلها بسوزد برای آن عزیزی که دیگر کارش به تابوت و تشییع جنازه نرسید . نیزه دار نیزه میزد . شمشیر دار شمشیر می زد ....بدن زیر سم اسبان ... 
آن که چون خانه ی زنبور زشمشیر ستم 
جسم عریان تو را غرقه به خون دید منم 
آنکه جا از پی یک بوسه در اعضات ندید 
خم شد و حنجر پرخون تو بوسید منم 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
جنازه ی امام حسن (ع) را تیرباران کردند,اما بین تیر و بدن امام (ع) تابوت واسطه بود . بمیرم برای آن مظلومه ای که بین درو دیوار قرار گرفت ؛ اما بین میخ در و سینه اش هیچ واسطه ای نبود ..... 
اگر هفتاد تیر کین برروی تنم آید 
خدا داند که با آن زخم میخ دربرابر نیست 
چهل سال است می پرسی که در کوچه چه ها دیدم 
اگر پاره جگر گشتم به جز از داغ مادر نیست 
اگر چه دشت پر خونم ، دل و چشمت پراز خون کرد 
بمیرم از برای چشم تو این طشت آخر نیست 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
رباب همسر امام حسین (ع) بعد از جریان کربلا می رفت زیر آفتاب مینشست و گریه میکرد . می گفتند : خانم حداقل بیایید زیر سایه بنشینید . میفرمود : چطور من زیر سایه بنشینم ؛ در حالی که آقا و مولایم سه روز بدون کفن زیر آفتاب سوزان به سر برد . این است وفای همسر امام حسین اما همسر امام حسن (ع)چی ؟ همسر امام حسن (ع) قاتل اوست . هر مردی وقتی از کار بیرون خسته می شود دلش خوش است که شب به خانه برمیگردد و همسرش مایه ارامش اوست ؛ اما جانها به قربان مظلومیت امام حسن (ع) . مسجد میرفت ، می دید بالای منبر رسول خدا پدر او را لعن میکنند بیرون می آمد حتی دوستان به او میگفتند " یا مذل المومنین "کار به جایی رسید که وقتی حضرت بیرون می رفتند زیر لباسشان زره به تن میکردند . وقتی هم به خانه برمیگشتند تازه باید با قاتل خود سر بر یک بالش بگذارند . 
سینه میسوزد زآه سرد من 
درد گوید ماجرای درد من 
آتش دل از رخم پیدا نبود 
غصه های من یکی دوتا نبود 
آن یکی میگفت با من این چنین 
السلام یا مذل المومنین 
آن که دائم سنگ دین بر سینه زد 
نیزه بر پایم زفرط کینه زد 
روی منبر دور دور خصم بود 
ناسزا گفتن به حیدر رسم بود 
قصه ام سوزانتر از این حرفهاست 
غصه ی اصلی زبعد مصطفی است 
خانه ی ما خالی از جانانه بود 
در عزای مصطفی غم خانه بود 
ناگهان باب عداوت باز شد 
کینه توزی با علی آغاز شد 
وه چه این بی حرمتی ها زود بود 
مادرم در هاله ای از دود بود 
باغبان بود و خزان ،باغ شد 
میخ کم کم از آتش داغ شد 
گفت مهدی مادرت را مرگ بود 
محسنم بین درو دیوار مرد بود 
قاتل من کی شرار زهر بود ؟ 
مقتل من کوچه های شهر بود 
حبل بر حبل المتین انداختند 
مادرم را برزمین انداختند 
خواستم تا یاورمادر شوم 
با برادر حامی حیدرشوم 
گر نبود این صحنه عاشورانبود 
زیر دست و پاکسی پیدانبود 
مست مست از باده ی رحمت شدم 
زهر کین نوشیدم و راحت شدم 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
زینب (س) فکر میکرد برادرش مثل دفعه های قبل میخواهد زهر راپس بیاورد . بایک امیدی طشت آورد ، ولی ناگهان متوجه شد پاره های جگر آقا درون طشت است ..ای وای برادم ....ای وای حسنم .....اینجا حضرت زینب (س) خودش طشت آورد ؛ ولی یک جا برایش طشت آوردند . طشت طلا سر بریده ی برادر ....مجلس یزید ...مجلس نامحرمان ...چوب خیزران .... 
از دو طشت آمد صدای شورو شین 
گاهی از طشت حسن ؛ گاه از حسین 
برسر آن طشت قاسم سینه چاک 
عابدین در شام بود از غم هلاک 
گرزلبهای حسن خون میچکید 
خورده لبهای حسین چوب یزید 
تکیه بردوش حسین زد مجتبی 
بود بالین حسین خاک کربلا 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
حضرت زهرا (س) را شبانه و مخفیانه دفن کردند . امیرالمومنین (ع) را هم شبانه و مخفیانه دفن کردند . اولین تشییع جنازه آشکار اهل بیت (ع) تشییع جنازه ی امام حسن (ع) بود که ای کاش او را هم شبانه و مخفیانه دفن میکردند تا دیگر هدف آماج تیرهای دشمن قرار نمیگرفت و هتک حرمت نمیشد ! ای کاش او راهم مثل مادر شبانه دفن میکردند تا دیگر بند دل حضرت قاسم (ع) پاره نمی شد و جگر مادر ش فاطمه (س) نمی خراشید ....اما امان از این همه غربت و امان از این همه جسارت ! 
در محضر رسول خدا (ص) و در کنار حرم او تابوت امام حسن (ع) پاره ی جگرش را تیرباران کردند ؛ به طوری که هنگام دفن 70 چوبه ی تیر از آن بیرون کشیدند . 
ای اهل مدینه فتنه بنیان نکنید 
برآل علی اینهمه عصیان نکنید 
گر لاله نریزید به تابوت حسن 
شرمی ز رسول تیرباران نکنید 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
در این مملکت وقتی جنازه های شهدا را میآوردند ، مردم ، زن و مرد برای تشییع جنازه ها جمع میشوند و تابوت شهدا را گلباران میکنند . مراسم میگیرند و با شکوه خاصی آنها را دفن میکنند ....اما دلها بسوزد برای آن امامی که تابوت او را به جای گلباران تیرباران کردند . 
بعدکشتن تیرباران ،پیکرت گردید کاش 
این جنایت درکنار قبر پیغمبر نبود 
یادسیلی خوردن مادر تورا میکشت سخت 
حاجتی دیگر به زهر و قاتلی دیگر نبود 
پیش خواهر از دهانت خون دل آمد برون 
بعد مادر کاش دیگر زنده این خواهر نبود 
می نشستی پای منبر میشنیدی ناسزا 
خون دل خوردن زغلتیدن به خون کمتر نبود 
کی گمانم بود قبرت همچو جان گیرم به بر 
هیچ جانی جسم را اینگونه درد آور نبود 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
جان دادن برای امام حسن (ع) آسان بود ؛ چرا که یک بار دیگر هم جان داده بود . آن هنگامی که همراه مادر در کوچه های تنگ بنی هاشم عبور میکرد . از این طرف که میرفتند ؛ دستان امام حسن در دستان مادر بود اما وقتی از آن کوچه برمیگشتند دیگر دستان مادر دردستان امام حسن (ع) بود . امام حسن (ع) شده بود عصای دست مادر . به زبان حال میگفت :مادر جان ! بیا زودتر برگردیم . مادر جان هنوز که عده کشی نکردند بیا برگردیم . مادر !کجا میروی ؟ راه خانه از آن طرف نیست . مادر نکند چشمانت تار می بیند ؟ مادر ! چند لحظه صبر کن گوشواره های خونیت را بردارم . مادرجان ! صبرکن . مگر نمیگویی حرفی به بابایم نزن ؟ مگر نمیگویی نباید علی (ع) ازاین جریان چیزی بفهمد ؟ پس صبرکن تا چادر خاکی ات را بتکانم . مادر جان ! جان بابا اگر قدم میرسید حتما خودم را سپر میکردم تا ضربه ی سیلی به شما نخورد . 
دشمن میان کوچه چو بگرفت برتو راه 
رویش سیاه باد کزاو شد جهانسیاه 
دستش بلند گشت نگویم دگرچه شد 
ترسم که جان شودبه انس و جان تباه 
دستش بلند گشت ولی در درون خاک 
ازدل کشید ناله پیمبر که آه آه 
خورشید مات شد که چرا نیمه های روز 
در کوچه های شهر مدینه گرفته ماه 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
یک طشت در مدینه بود و یک طشت در شام بلا . یک جگر پاره در مدینه بود و یک جگر پاره در کربلا . اهل دل میگفت : اگر پاره های جگر درون طشت را نگاه کنید میبینید روی تکه تکه ی جگرها تصویر یک دست نقش بسته است ؛ چون امام حسن (ع) روزی با مادرش از کوچه های مدینه عبور میکرد . آن نامرد راه را بر آنان بست و با آن دستهای سنگین چنان سیلی به صورت 
سیلی و چادر خاکی شده و ضرب غلاف 
با که گویم که من اینهمه قاتل دارم 
پاره های دل من شاهد این است که من 
آنقدر زخم و جراحات به این دل دارم 
طعنه و زخم زبانها همگی از طرفی 
دشمنی هم زیر یک سقف به منزل دارم 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
تشییع جنازه تیرباران تابوت امام حسن (ع) خیلی برای حضرت ابوالفضل (ع) سخت گذشت . تیرها به تابوت اصابت نمیکرد ؛ بر قلب حضرت ابوالفضل مینشست و جگر او را میخراشید . تحمل نکرد و دست به شمشیر برد ؛ اما امام حسین (ع) مانع شد . فرمود : برادر صبر کن . وصیت امام حسن (ع) این است که هیچ خونی در تشییع جنازه ایشان ریخته نشود . عرض میکنیم : یا ابوالفضل تیرباران تابوت امام حسن (ع) را تحمل نکردی پس چه میکردی اگر با زینب روی تل زینبیه می بودی ؟ آن هنگامی که حضرت زینب (س) نگاه کرد دید شمشیر ها بالا میروند نیزه ها بالا میروند و همه در یک نقطه فرود می آیند . 
خودم دیدم ز بالای بلندی 
که محبوب خدارا سربریدند 
خودم دیدم کبوترهای معصوم 
همه سرزیر پرها کرده بودند 
خودم دیدم که صحرا لاله گون بود 
خودم دیدم زمین دریای خون بود 
خودم دیدم فضای آسمانها 
پراز انا الیه راجعون بود 
خودم دیدم گلوی اصغرم را 
خودم دربر کشیدم اکبرم را 
خودم دیدم که زهرا گریه میکرد 
خودم دیدم سرشک مادرم را 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@


تاریخ : جمعه 28 آذر 1393 | 12:46 ب.ظ | نویسنده : حسن سرابادانی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.