تبلیغات
دعای فرج هیئت محبان الحسین(ع) سرابادانی اشعار و نوحه وتصاویر متحرک مذهبی - گلچین اشعار میلاد حضرت زین العابدین امام سجاد(ع) سری اول

 امروز را که مهمان آسمانم                                    در انتظار لحظه ی سبز اذانم

حتی شده از شوق با بال شکسته            خود را به سمت آسمان ها می کشانم

امشب که گرم دادن خیرات هستند             خوب است تا وقت سحر این جا بمانم

من تا گره را وا کنم از کارهایم                             باید دعایی از صحیفه را بخوانم

سجاده ها تبریک، آمد استجابت                         تسبیح ها، هو یا علی ورد زبانم

باید گدای حضرت سجاد باشم                               طبق وظیفه نوکر این آستانم

آمد علی سوم این خانواده

بابا عقیقه کرده و خیرات داده

روح دعایت آبروی صد مسیحاست                  از آبروی توست این که عشق زیباست

در چشم هایت موج می زد استجابت               آقا دخیل چشم هایت دست دریاست

در حالت سجده اگر چه روی خاکی                   زیر پر و بالت همیشه عرش پیداست

پرواز را با دست بسته یاد دادی                          رد قدم هایت میان آسمان هاست

تو شهربانو زاده ای و سهم ایران                    (اصلاً حرم سازی تو بر عهده ی ماست)

وقتی اصالتاً تو از ایران مایی                           با تو همیشه پرچم این خطه بالاست

ما از اهالی حسین آباد هستیم

فامیل های حضرت سجاد هستیم

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

کیستم من؟ پیشـوای چـارم اهـل‌یقینـم                      سیّـد سجّاد، بـاب الله، زین‌العابدینم

قطب عرفان، روح ایمان، جان قرآن، رکن دینم          هل اتی و کوثر و فرقان و نور و یا و سینم

چون نبی مشکل‌گشایم، چون علی حبل‌المتینم

من علی بن‌حسین بن‌ امیرالمؤمنینم

نیتم، تکبیر و حمدم، کعبه‌ام، حجرم، مقامم       زمزمم، سعیم، صفایم، مروه‌ام، رکنم، مقامم

هم قنوتم هم سجودم هم تشهد هم سلامم    هم جهادم هم زکاتم هم صلاتم هم صیامم

هم حیاتم هم نجاتم هم امانم هم امینم

من علی بن‌حسین بن‌ امیرالمؤمنینم

رکن می‌بالد که دست من نمـاید استلامش     کعبه می‌نازد که من از سوی حق باشم امامش

هر‌که ما را دوست دارد از خدا بـادا سلامش           هرکه با ما بـود دشمن تـا ابد لعن مدامش

من قسیم جنت و دوزخ بـه روز واپسینم

من علی بن‌حسین بن‌ امیرالمؤمنینم

آسمانی‌هـا همه محـو مناجـات شب من         نور خیزد از کلام و، وحی جوشد از لب من

آسمان پیچد به خود در شعلۀ تاب و تب من            ذات حق لبیک‌گـو با ذکر یارب‌یارب من

گشته محـراب دعـا آغوش رب العالمینم

من علی بن‌حسین بن‌ امیرالمؤمنینم

من به شهر شام، روز شامیان را شام کردم          در غل و زنجیـر دشمن یاری اسلام کردم

فتــح ثــارالله را در سلسله اعـلام کـردم          آل سفیان را بسی رسوای خاص و عام کردم

بـا بیــان دلنشیـن و بـا کـلام آتشینـم

من علی بن‌حسین بن‌ امیرالمؤمنینم

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

جهت مشاهده دیگر اشعار

ولادت حضرت سیدالساجدین امام سجاد(ع)

به ادامه مطلب مراجعه نمایید


از سکوتم صدا درست کنید 
ذکر یا ربنا درست کنید 
ببرید و بیاورید مرا 
بلکه از من گدا درست کنید 
در دلم گر بناست خانه کنید 
اول این خانه را درست کنید 
می شود سنگ دستتان بدهم 
می شود که طلا درست کنید 
هر چه میل شماست تسلیمیم 
یا خرابم و یا درست کنید 
فقر ما را کسی درست نکرد 
ای کریمان! شما درست کنید 
شد اگر شکر، اگر نشد یک وقت 
می نشینم تا درست کنید 
بعد از آن که مدینه ام بردید 
سفر کربلا درست کنید 
از لب ما دعا نمی افتد 
کربلا، کربلا نمی افتد 
این قبیله همه شبیه هم اند 
این کرم زاده ها چه با کرم اند 
چه نیازی ست تا بزرگ شوند 
در همان کودکی مسیح دم اند 
زنده ام می کنند مثل مسیح 
بر تن مرده ام اگر بدمند 
همه آماده ی بلا هستند 
جاده های عروج پیچ و خم اند 
عاشقان بیشتر پی نامند 
عاشقانی که عاشقند کم اند 
عاشقان در نگاه آل علی 
گر اسیرند باز محترم اند 
دختران قبیله های عرب 
خادم شهربانوی عجم اند 
عجمی کرده اند جانان را 
آبرو داده اند ایران را 
ای مناجات تا خدا رفته 
عرش را تا به انتها رفته 
کیسه کیسه به شانه نان برده 
خانه خانه سوی گدا رفته 
بی تو معراج هم کسی برود 
بی وضو محضر خدا رفته 
بس که در حال سجده افتاده 
رنگ پیشانی شما رفته 
برکت می رسد غلامت اگر... 
سر سجاده ی دعا رفته 
محمل ما به گِل فرو رفته 
محمل ما شکسته وا رفته 
چاره ای کن برای ما ور نه 
رمضان، آبروی ما رفته 
آبرودار پنجم شعبان 
دارد از راه می رسد رمضان 
چه مقامی ست مادر تو شدن 
مثل پروانه ی سر تو شدن 
بال جبریلِ عرش مال خودش 
راضی ام با كبوتر تو شدن 
علی اكبر است و آرزوی 
چند سالی برادر تو شدن 
می شود برتر از سلیمان شد 
ظرف یك روز نوكر تو شدن 
این غلام سیاه را نفروش 
كردم عادت به قنبر تو شدن 
به خدای یگانه می ارزد 
كشته ی نام اطهر تو شدن 
پدرت هم به تو ولی می گفت 
«بابی أنت یا علی» می گفت 
آمدی و حسین خندان شد 
همه جا جز بقیع چراغان شد 
آمدی و به بركت نامت 
نام جدت علی فراوان شد 
مادرت شد عروس زهرا و 
افتخارش نصیب ایران شد 
آشنا با صحیفه اش كردی 
هر كه بر سفره ی تو مهمان شد 
رمضان ماهِ سِرِّ شعبان است 
رمضان شرح ماه شعبان شد 
ابر و خورشید و ماه در كارند 
خاكی از زیر پات بر دارند 
تب تو تب نبود درمان بود 
راویان تب تو بیمارند 
دوستان قدیمی زهرا 
به تو و مادرت بدهكارند 
در اسیری مادرت حتی 
از مقامات او خبر دارند 
هر چه مِهریه اش گران باشد 
باز قوم علی خریدارند 
به غلامت بگو دعا بكند 
این گرفتارها گرفتارند 
با مناجات تو ملائكه هم 
سر شب تا به صبح بیدارند 
تا نگاهی به بالشان بكنی 
از كرم خوش به حالشان بكنی 
كاش میشد بنا درست كنند 
گنبدی از طلا درست كنند 
همه جای مدینه را نه، نه 
لااقل پنج تا درست كنند 
گرد و خاك بقیع را ببرند 
تا برایم دوا درست كنند 
شیعیان حاضرند با گریه 
آستان تو را درست كنند 
با النگوی دختران عجم 
چند ایوانْ طلا درست كنند 
سنگ ها می خورد بر سر تو 
تا كه شاید صدا درست كنند 
عمه را زد ولی سر تو شكست 
هم سر عمه هم سر تو شكست 
ای مناجاتی سرای حسین 
ذکر آمین ربنای حسین 
ای تمام صحیفه ات شرح 
آخرین ناله و دعای حسین 
مقتل تو صحیفه ات باشد 
داده ای شرح کربلای حسین 
کاش مثل تو روضه خوان بشویم 
تا اقامه کنیم عزای حسین 
به زبان دعا بیان کردی 
چه کشیدند بچه های حسین 
آه تیر سه شعبه و حلق 
طفل معصوم بی خطای حسین 
الامان از حکایت زینب 
وای از روز ماجرای حسین 
چقدر کریه می کنی یعقوب 
مژه ات ریخته برای حسین 
بعد از آن که بدن مرتب شد 
سر بنه روی بوریای حسین 
روی قبرش نوشتی یا مظلوم! 
لک روحی فدا ابا المهموم! 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ 
امروز را که مهمان آسمانم 
در انتظار لحظه ی سبز اذانم 
حتی شده از شوق با بال شکسته 
خود را به سمت آسمان ها می کشانم 
امشب که گرم دادن خیرات هستند 
خوب است تا وقت سحر این جا بمانم 
من تا گره را وا کنم از کارهایم 
باید دعایی از صحیفه را بخوانم 
سجاده ها تبریک، آمد استجابت 
تسبیح ها، هو یا علی ورد زبانم 
باید گدای حضرت سجاد باشم 
طبق وظیفه نوکر این آستانم 
آمد علی سوم این خانواده 
بابا عقیقه کرده و خیرات داده 
روح دعایت آبروی صد مسیحاست 
از آبروی توست این که عشق زیباست 
در چشم هایت موج می زد استجابت 
آقا دخیل چشم هایت دست دریاست 
در حالت سجده اگر چه روی خاکی 
زیر پر و بالت همیشه عرش پیداست 
پرواز را با دست بسته یاد دادی 
رد قدم هایت میان آسمان هاست 
تو شهربانو زاده ای و سهم ایران 
(اصلاً حرم سازی تو بر عهده ی ماست) 
وقتی اصالتاً تو از ایران مایی 
با تو همیشه پرچم این خطه بالاست 
ما از اهالی حسین آباد هستیم 
فامیل های حضرت سجاد هستیم 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ 
در رحمت ز عرش تا وا شد 
پر پروازمان محیا شد 
رخ یوسف نشانمان دادند 
دل مجنونمان زلیخا شد 
صفحات صحیفه ی نوری 
ورقی خورد و عشق معنا شد 
نفسی زد کسی و بعد از آن 
تن دنیای مرده احیا شد 
رخ خود را نشان عالم داد 
همه ی اعتبار دنیا شد 
قلمم استعاره کم آورد 
رخ زیباش تا هویدا شد 
به زمین ماه مشرقین آمد 
علی دوم حسین آمد 
شب اربابمان سحر دارد 
به روی دامنش قمر دارد 
همه از شوق نو رسیده ی او 
به لبش خنده ای اگر دارد 
شب رویاست نخل امید 
پدر و مادری ثمر دارد 
دل بابا عجیب پر شور است 
و خدا از دلش خبر دارد 
به نگاهش عموی بی تابش 
نتوانست چشم بردارد 
سر بوسیدن لبان پسر 
پدرش میل بیشتر دارد 
و به کوری چشم بد نظران 
پدری باز هم پسر دارد 
به دعایش دخیل بسته شده 
پری از جبرئیل بسته شده 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ 
ای بحر شرف، گهر مبارك 
ای شمس ضحی، قمر مبارك 
ای بانوی شهر، شهر بانو 
دیدار رخ پسر مبارك 
ای مادر نه امام تبریك 
ای نخل ولا ثمر مبارك 
این دسته گل حسین بر تو 
از خالق دادگر مبارك 
این آیت محكم حسین است 
قرآن مجسم حسین است 
خورشید سپهر پرور است این 
یا عبد خدای منظر است این 
دوم علی حسین زهرا 
سر تا به قدم پیمبر است این 
لبخند بزن به ماه رویش 
زیرا كه حسین دیگر است این 
دردانة چار بحر توحید 
منظومۀ هشت اختر است این 
این سید كل ساجدین است 
مولای همه مجاهدین است 
شعبان به ولادتش معظّم 
قرآن به ولایتش منظّم 
در هر ورق صحیفۀ او 
قرآن نخوانده‌ای مجسّم 
خوانند فرشتگان ثنایش 
مانند دعای نور با هم 
بخشد به دعا تلاوتش روح 
همچون نفس مسیح مریم 
رویش كه بهشت عالمین است 
گلخانۀ بوسۀ حسین است 
گل آینه‌دار خلق و خویش 
دل تشنۀ كوثر سبویش 
در طور دعا، هزار موسی 
مدهوش به شوق گفتگویش 
دست همه اولیا به دامن 
چشم همه انبیا به سویش 
لبخند زند عزیز زهرا 
هر صبح به بوستان رویش 
جان مست نوای دلنوازش 
آغوش حسین مهد نازش 
ای آینة جمال سرمد 
سر تا به قدم تمام احمد 
فرزند حسین، نجل زهرا 
سجاد، علی، ابا محمد 
تو دست خدا و گردش چرخ 
پیداست كه با یَد تو باید 
از خالق ذوالجلال و از خلق 
بر جان و تنت سلام بی‌حد 
مشتاق نیاز بی‌نیازت 
سجادۀ عشق جانمازت 
قرآن خط حسن نازنینت 
گلبوسة سجده بر جبینت 
تنها نه ملائكه، خدا هم 
مشتاق دعای دلنشینت 
هم روی ملك در آستانت 
هم دست خدا در آستینت 
هنگام دعا صدای آمین 
خیزد ز یسار تا یمینت 
تكبیر و قیام سر فرازت 
جبریل مكبِّر نمازت 
ای در دهنت زبان قرآن 
وی هر سخنت بیان قرآن 
هم صورت تو صحیفة نور 
هم در تن تو است جان قرآن 
هم میوه و هم درخت توحید 
هم روحی و هم روان قرآن 
ارکان تو كعبۀ ولایت 
رخسار تو بوستان قرآن 
آمین خداست در دعایت 
وحی است تمام خطبه‌هایت 
فرماندۀ ملك لامكانی 
سلطان زمین و آسمانی 
در پیكر شرع روح روحی 
در جسم نماز جان جانی 
معصوم ششم ولیِّ چارم 
مولا و امام انس و جانی 
در تنگی حلقه‌های زنجیر 
بخشنده به وسعت جهانی 
تو كل وجود را امامی 
در سلسله هم امیر شامی 
ای قلۀ عرش جایگاهت 
جنّ و بشر و ملك سپاهت 
در دایرۀ خرابۀ شام 
بر وسعت آسمان نگاهت 
چون سیر كنی به سوی معبود 
بال ملك است فرش راهت 
با رفتن گوشۀ خرابه 
كی كم شود از جلال و جاهت؟ 
تو مظهر حیّ داور استی 
از وهم بشر فراتر استی 
ای سجدۀ عرشیان به خاكت 
ای روح خدا به جسم پاكت 
تو سلسله‌دار عالم استی 
از سلسلۀ عدو چه باكت 
صد مصر وجود خاك راهت 
صد یوسف مصر سینه چاكت 
تا هست لوای عدل بر پا 
هستند ستمگران هلاكت 
اوصاف تو بر زبان «میثم» 
باشد به بدن روان «میثم» 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ 
سیمای سجده چهرۀ گویا بما نداشت 
دست دعا تجسّمِ یک عمر را نداشت 
وقتی امام ما به رکوع و سجود بود 
جز با خدا توجّهی آن مقتدا نداشت 
خواهر ندیده بود کتاب خدا هنوز 
قبل از صحیفه هیچ کتابی دعا نداشت 
بالا گرفت بال و پر جبرئیلِ وحی 
اما بدون بال دعا اوج را نداشت 
باب دعا به دست تو وا شد به روی ما 
ور نه خدا به خواهش ما اعتنا نداشت 
محکم به آیه های تو شد پایه های دین 
قبل از صحیفه درس دعا ارتقا نداشت 
حمد و ستایش و صلوات است مطلعش 
قرآن صاعدی که به جز ربّنا نداشت 
سجاد آمد و دل ما را غدیر کرد 
ما را اسیر حضرت نعم الامیر کرد 
هر چند سفره سفرۀ جشن ولادت است 
اما شنیدن سخن تو سعادت است 
آری صحیفۀ تو به ما درس می دهد 
اسلام ناب مهد جهاد و شهادت است 
درک فرازهای دعایت عنایتی ست 
فهم کلام حضرتتان خود عبادت است 
گاهی ز مرزبانیِ اسلام و مسلمین 
گه صحبت از سیاست و کسب سیادت است 
گاهی سخن ز توبه و اخلاص و بندگی 
گاهی ز حرص و بخل و ز حِقد و حسادت است 
از بعد ماجرای اسارت چرا سکوت؟ 
این خود شبیه صلح حسن یک رشادت است 
وقتی سلاح شیعه سلاح البکاء شد 
تولید این سلاح نه یک نحو، عادت است 
وقتی امام مفترض الطاعه امر کرد 
دیگر  اطاعت از تو مزید ارادت است 
ای مقتدا به فعل تو داریم اقتدا 
عمری ست خوانده ایم تو را حجت خدا 
وقتی که با کریم مناجات می کند 
انگار مستقیم ملاقات می کند 
با آن مقام عصمت و آن همت بلند 
هر روز یاد روز مکافات می کند 
با روی باز نزد فقیر و اسیر و پیر 
تا مرز جان اجابت حاجات می کند 
از هست خویش می گذرد در ره یتیم 
محروم را رهین مواسات می کند 
مظلوم را به حال خودش وا نمی نهد 
با بی کسان هماره مؤاخات می کند 
وقت صدور حکم قضاوت برای خلق 
از روی عدل امر مساوات می کند 
گاهی غلام خانۀ خود را به امر حق 
با دست های خویش مجازات می کند 
کار زیاد از تن نوکر نمی کشد 
حال غلام پیر مراعات می کند 
معنا کنیم پس عملو الصالحات را 
نیّات را بُروز و ظهور و صفات را 
آن رهبری که بعد حسین انقلاب کرد 
با اشک دیده ظلمت شب را جواب کرد 
ظلمت زدود و شیوۀ روشنگری گرفت 
با روضه شام غمکده را آفتاب کرد 
با خطبه ای حزین به هنرمندیِ تمام 
قلب تمام اهل هنر را کباب کرد 
تصویر هر شهید و شه سر بریده را 
در روح و جان هر جگر خسته قاب کرد 
از عمه گفت از همه گفت از سه ساله گفت 
با گریه صحبت از شب شام خراب کرد 
وقت عطش سراغ ز سقّا که می گرفت 
با آب گفتنش جگر آب، آب کرد 
هر گاهواره دید و یا شیر خواره ای 
یاد گلوی پارۀ طفل رباب کرد 
تیغ علی، خطابه زهرا، غم حسن 
خون حسین، اشک علی، فتح باب کرد 
حالا تمام خلق گرفتار زینبند 
یا زین العابدین! همه غمخوار زینبند 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ 



تاریخ : چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 | 11:12 ب.ظ | نویسنده : حسن سرابادانی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.