تبلیغات
دعای فرج هیئت محبان الحسین(ع) سرابادانی اشعار و نوحه وتصاویر متحرک مذهبی - گلچین اشعار میلاد حضرت امام حسین(ع) سری اول

 

خورشید شب فاطمه بالا آمد                           شکل دگر علی و زهرا آمد

مشتاق زیارت حسن بود، حسین           این بود که شش ماهه به دنیا آمد

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

در ملک ری شکوه خدایی بزرگوار            زرتشت این قبیله شمایی بزرگوار

بر بخت ما همیشه عرب غبطه می خورد              داماد خانواده مایی بزرگوار

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

به کسی کار ندارم که بهشتم لیلی ست                           بت بتخانه و رهبان کنشتم لیلی ست

خاک من خاک جنون است و سرشتم لیلی ست           هر چه در مکتب استاد نوشتم لیلی ست

جز به این حرف ندارد قلم من میلی

دفترم پر شده از لیلی لیلی لیلی

می نویسم لیلی تا که بخوانیم حسین                 تا جنون را به نهایت برسانیم حسین

آن که بی او نفسی هم نتوانیم حسین          وقت یک ذکر همه هم ضربانیم: حسین

او همان است که هر وقت از او می خوانم

از دل عرش خدا فاطمه گوید جانم

از همان روز که حُسنش ز تجلّی دم زد                از همان دم که دمش طعنه به جام جم زد

از همان لحظه که مهرش به دلم پرچم زد               عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

گفت من عشقم و مجنون حسین بن علی

در رگم نیست به جز خون حسین بن علی

آسمان با تپش ماه تماشا دارد                           قطره دریا که شود جلوه ی زیبا دارد

خاک یک دشت فقط تربت اعلا دارد           عشق با نام حسین است که معنی دارد

تا خدا هست و جهان هست و زمان هست و زمین

نمک سفره ایجاد حسین است همین

غم عشق است که آتش زده بر بنیادم                  تا که در راه محبت بدهد بر بادم

من ملک بودم و فردوس... نه آمد یادم            که من از روز ازل اهل حسین آبادم

منم آن رود که جز جانب دریا نروم

بر دری غیر در خانه ی مولا نروم

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

ارباب ما رسیده و دنیا شلوغ شد                               دنیا فقط نه... عالم بالا شلوغ شد

بازار نوکری من و تو گرفته است                                شکر خدا دوباره سر ما شلوغ شد

با فوجی از فرشته، بزرگ ملائکه ...                    ... آمد زمین و خانه ی مولا شلوغ شد

در دست هر فرشته هدایای شاخصی ست                 اطراف گاهواره ی آقا شلوغ شد

از برکت رسیدن ارباب شیعه ها                          حتّی کِنِشت و دِیر و کلیسا شلوغ شد

با کشتی نجات سریع و وسیع او                              نقطه به نقطه دامن دریا شلوغ شد

خالی شده جهنّم و آتش فرو نشست                    در عین حال، جنّت اعلی شلوغ شد

فرزند دومین پیمبر پسر شده

زهرا دوباره مادر و حیدر پدر شده

وقتی که رو به وادی میقات می کنیم                     با ذکر «یا حسین» مناجات می کنیم

مصداق «یا مُفتّح الأبواب» نام اوست                   ما با حسین، سِیر سماوات می کنیم

مهرش که روزی دل هر کس نمی شود                   با مهر او همیشه مباهات می کنیم

ما که عذاب قبر نداریم با حسین                                     با حرز یار، دفع بلیّات می کنیم

این که سرشت ما همه از خاک کربلاست                   با منطق فلاسفه اثبات می کنیم

با کربلای او چه نیازی به جنّت است                            اعراض از تمامی جنّات می کنیم

وقتی که نام حضرت ارباب می بریم                   خوشنود قلب عمّه ی سادات می کنیم

هر دلبری که دلبر آقا نمی شود

هر خواهری که زینب کبری نمی شود

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

جهت مشاهده دیگر اشعار

ولادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع)

به ادامه مطلب مراجعه نمایید

خورشید شب فاطمه بالا آمد 
شکل دگر علی و زهرا آمد 
مشتاق زیارت حسن بود، حسین 
این بود که شش ماهه به دنیا آمد 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ 
در ملک ری شکوه خدایی بزرگوار 
زرتشت این قبیله شمایی بزرگوار 
بر بخت ما همیشه عرب غبطه می خورد 
داماد خانواده مایی بزرگوار 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ 
به کسی کار ندارم که بهشتم لیلی ست 
بت بتخانه و رهبان کنشتم لیلی ست 
خاک من خاک جنون است و سرشتم لیلی ست 
هر چه در مکتب استاد نوشتم لیلی ست 
جز به این حرف ندارد قلم من میلی 
دفترم پر شده از لیلی لیلی لیلی 
می نویسم لیلی تا که بخوانیم حسین 
تا جنون را به نهایت برسانیم حسین 
آن که بی او نفسی هم نتوانیم حسین 
وقت یک ذکر همه هم ضربانیم: حسین 
او همان است که هر وقت از او می خوانم 
از دل عرش خدا فاطمه گوید جانم 
گر چه در عشق فقط لاف زدن را بلدیم 
گر چه چندی ست که بی روح تر از هر جسدیم 
گر چه در خوب ترین حالت مان نیز بدیم 
جز در خانه ی ارباب دری را نزدیم 
از ازل حلقه به گوش در این خانه شدیم 
سجده ی شکر برآریم که دیوانه شدیم 
از همان روز که حُسنش ز تجلّی دم زد 
از همان دم که دمش طعنه به جام جم زد 
از همان لحظه که مهرش به دلم پرچم زد 
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد 
گفت من عشقم و مجنون حسین بن علی 
در رگم نیست به جز خون حسین بن علی 
آسمان با تپش ماه تماشا دارد 
قطره دریا که شود جلوه ی زیبا دارد 
خاک یک دشت فقط تربت اعلا دارد 
عشق با نام حسین است که معنی دارد 
تا خدا هست و جهان هست و زمان هست و زمین 
نمک سفره ایجاد حسین است همین 
لبم از هر چه به جز نام امامم خاموش 
آتش عشق نشد یک دم از این دم خاموش 
گر چه یک لحظه نبود است به عالم خاموش 
از قدومش شده یک روز جهنم خاموش 
در امالی خودش شیخ صدوق آورده است 
روز میلادحسین آتش دوزخ سرد است 
شب شور است که شیرین و غزل خوان شده ام 
خیس از بارش احسان فراوان شده ام 
جان رها کرده و دل بسته ی جانان شده ام 
مست جام رجب و تشنه ی شعبان شده ام 
که شب سوم این ماه حبیب آمده است 
باز از باغ خدا نفحه ی سیب آمده است 
او همان است که احسان قدیمش خوانند 
صاحب جام بلایای عظیمش خوانند 
در مدینه همه قرآن کریمش خوانند 
پنجمین دشمن شیطان رجیمش خوانند 
از ازل تا به ابد خلق خدا می دانند 
ما همه بنده و این قوم خداوندانند 
در پناهش همه هستند مهیمن ها هم 
متوسل به نگاهش شده ضامن ها هم 
نه فقط عالم ربانی، کاهن ها هم 
وقت آن است که گویند موذن ها هم 
وقت شرعی اذان بر سر گلدسته ماه 
اشهد انّ حسین بن علی ثارالله 
غم عشق است که آتش زده بر بنیادم 
تا که در راه محبت بدهد بر بادم 
من ملک بودم و فردوس... نه آمد یادم 
که من از روز ازل اهل حسین آبادم 
منم آن رود که جز جانب دریا نروم 
بر دری غیر در خانه ی مولا نروم 
ما که بر ساحت این عشق ارادت داریم 
ما که انگیزه ی برگشت به فطرت داریم 
یک نفس تا به خدا بُعد مسافت داریم 
باز هم در سرمان شور زیارت داریم 
هر که دارد سر همراهی ما بسم الله 
هر که دارد هوس کرب بلا بسم الله 
کربلا گفتم و دیدم جگرم می سوزد 
آسمان دود زمین در نظرم می سوزد 
گوییا معجر بانوی حرم می سوزد 
دختری داد زد ای عمه سرم می سوزد 
جان خورشید از این واقعه بر لب برسد 
هیچ کس نیست به داد دل زینب برسد 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ 
ما شیعه زاده ایم و هوادار حیدریم 
تا آخرین نفَس همگی یار حیدریم 
عمّار یاسر، اَصبغ و سلمان و مالکیم 
حُجر و کمیل و میثم تمّار حیدریم 
با یک اشاره اش سر و جان را فدا کنیم 
شکر خدا که گرمی بازار حیدریم 
حتّی شب ولادت اربابمان حسین 
مشغول به سرودن اشعار حیدریم 
یا مرتضی علی علی مولا علی علی 
اذکار ماست بس که گرفتار حیدریم 
طبق «فمَن یَمُت یَرَنی» در زمان مرگ ... 
... ما محو دیدن گُل رخسار حیدریم 
فصل بصیرت است و به دنبال اصلحیم 
در اوج فتنه نوکر بیدار حیدریم 
ما جز علی به هیچ کسی دل نمی دهیم 
حتّی به قدر یک نفسی دل نمی دهیم 
ما تشنه ایم جرعه ی آبی به ما دهید 
بهتر بُوَد که ظرف شرابی به ما دهید 
چندین شب است باده ی نابی نخورده ایم 
لطفی کنید و باده ی نابی به ما دهید 
ما قصد پای بوسی تان را نموده ایم 
در بین جاده ایم، رکابی به ما دهید 
کرب و بلا محلّ عبور و مرور ماست 
آن لحظه ای که حال خرابی به ما دهید 
یک بار کافی است که بگوییم «یا حسین» 
قبل از ختام، کوه ثوابی به ما دهید 
جشن تولّد تو و سجّاد و ساقی است 
باید سه وعده سور حسابی به ما دهید 
وقتی به ما «حسین حسین» وحی می کنید 
پس واجب است تا که کتابی به ما دهید 
پیغمبریم و خدمت ارباب می کنیم 
نام تو را به صفحه ی دل قاب می کنیم 
ارباب ما رسیده و دنیا شلوغ شد 
دنیا فقط نه... عالم بالا شلوغ شد 
بازار نوکری من و تو گرفته است 
شکر خدا دوباره سر ما شلوغ شد 
با فوجی از فرشته، بزرگ ملائکه ... 
... آمد زمین و خانه ی مولا شلوغ شد 
در دست هر فرشته هدایای شاخصی ست 
اطراف گاهواره ی آقا شلوغ شد 
از برکت رسیدن ارباب شیعه ها 
حتّی کِنِشت و دِیر و کلیسا شلوغ شد 
با کشتی نجات سریع و وسیع او 
نقطه به نقطه دامن دریا شلوغ شد 
خالی شده جهنّم و آتش فرو نشست 
در عین حال، جنّت اعلی شلوغ شد 
فرزند دومین پیمبر پسر شده 
زهرا دوباره مادر و حیدر پدر شده 
وقتی که رو به وادی میقات می کنیم 
با ذکر «یا حسین» مناجات می کنیم 
مصداق «یا مُفتّح الأبواب» نام اوست 
ما با حسین، سِیر سماوات می کنیم 
مهرش که روزی دل هر کس نمی شود 
با مهر او همیشه مباهات می کنیم 
ما که عذاب قبر نداریم با حسین 
با حرز یار، دفع بلیّات می کنیم 
این که سرشت ما همه از خاک کربلاست 
با منطق فلاسفه اثبات می کنیم 
با کربلای او چه نیازی به جنّت است 
اعراض از تمامی جنّات می کنیم 
وقتی که نام حضرت ارباب می بریم 
خوشنود قلب عمّه ی سادات می کنیم 
هر دلبری که دلبر آقا نمی شود 
هر خواهری که زینب کبری نمی شود 
شأن نزول و روح کتاب خدا حسین 
والفجر و مریم و فلق و وَالضّحی حسین 
تو آمدی و جمع شما جمع گشته است 
زهرا، حسن، نبی خدا، مرتضی، حسین 
تو آمدی و آل عبا با تو پا گرفت 
بی تو چه ناقص است حدیث کسا حسین 
روز ازل که نامه ی ما را نوشته اند 
افتاده کار محشر ما با شما حسین 
وقت تولّدم که مؤذّن مرا گرفت 
در گوش من به جای اذان گفت «یا حسین» 
در مکتب تو غیر دو واژه نخوانده ام 
در ابتدا حسین وَ در انتها حسین 
رغبت نمی کنم که روم جای دیگری 
وقتی که هست نزد تو دارالشّفا حسین 
ما غیر درب خانه تان در نمی زنیم 
ما رو به غیر آل پیمبر نمی زنیم 
از بس که باوقار بُوَد برگزیدنی ست 
ناز نگاه یوسف زهرا خریدنی ست 
نجوای هر شبانه ی قبل از ولادتش 
با گریه های حضرت زهرا شنیدنی ست 
فطرس ز برکت قدمش بال و پر گرفت 
این بال ها به عرش خدا هم پریدنی ست 
مهرش در آسمان نبی پر تلألؤ است 
تصویر عشق او به پیمبر کشیدنی ست 
او شیر را ز دست نبی ارتزاق کرد 
بس که لبن ز دست پیمبر مکیدنی ست 
اصلاً عجیب نیست که او یک پیمبر است 
معراج او به دوش محمّد چه دیدنی ست 
شیرین تر از شراب عسل بوسه از گلوست 
یعنی که طعم بوسه ی دلبر چشیدنی ست 
حس می کنم که زائر شش گوشه می شوم 
از بس که عطر سیب حریمش وزیدنی ست 
هنگام پای بوسی اش از غم، بری شدم 
پایین پا رسیدم علی اکبری شدم 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ 
نور خدا در دل شب ها رسید 
سپیده زد، شمس دلارآ رسید 
خبر بده به فطرس ای جبرییل 
دوای درد تو، مسیحا رسید 
بیا خودت را برسان پیش او 
بال و پرت سوخت، مداوا رسید 
گدا.. گدا.. آی گدایان شهر! 
رحمت واسعه به دنیا رسد 
ملجاء هر شاه و گدا آمده 
شاهِ شهیدِ شهدا آمده 
آمده و نبی ست بالا سرش 
گرفته قنداقه ی او در برش 
بوسه زند گاه به دستان او 
گاه به پیشانی و بر حنجرش 
چه هدیه ای داده خدا بر نبی 
خوشا به حال پدر و مادرش 
آمده تا «حسینُ منّی» شود 
تا که بخوانند چو پیغمبرش 
خون خدا، جان پیمبر حسین 
عشق علی، عزیز  مادر حسین 
او و حسن زیور اهل بهشت 
دو سیّد و سرور اهل بهشت 
شد پدرش آل نبی را شجر 
بار و برش گوهر اهل بهشت 
سَیّدة ُالنّساء بود مادرش 
مادر او مادر اهل بهشت 
برادرش ساقی اولاد او 
دو دست او ساغر اهل بهشت 
بهشتی اند آلِ حسینِ علی 
بهشت شد مالِ حسینِ علی 
عرش خداوند نگهبان او 
جان خداوند شده جان او 
فاطمه جان بخواب چون می شود 
روح امین سلسله جنبان او 
گریه چو می نماید از تشنگی 
ملائکه شوند گریان او 
مشربه ی اوست لب مصطفا 
ای به فدای لب و دندان او 
نیست کسی تشنه به دور و برش 
آب بود مهریه ی مادرش 
شاه حسین است و ما نوکریم 
ز نوکری او همه سروریم 
ما همگی کبوتر بام او 
پر بکشد به هر کجا، می پریم 
ناز فقط مال حسین است و بس 
هر چه که او ناز کند می خرییم 
فضیلت گریه به او این بود 
ره به دعای خواهرش می بریم 
حسین ای پادشه انس و جان 
نوکریت عزّت و ایمانمان 
تو را اِمامُ الشُّهدا خوانده اند 
چشمه ی جوشان بقا خوانده اند 
"لَحمُکَ مِن لَحمِ بَشَر" بود اگر 
چرا تو را خون خدا خوانده اند 
نَه خامس آل عبا، بل تو را 
پنج تن آل عبا خوانده اند 
تو همه شان بودی و در کربلا 
حیف ترا جدا جدا خوانده اند 
ای تن پاره پاره هر صبح و شام 
علیکَ منّی سلامٌ سلام 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ 
امشب همه عالم پر از شور حسین است 
چشم ملایک روشن از نور حسین است 
سینای دل یک شعله از طور حسین است 
قلب رسول الله مسرور حسین است 
خورشید ثاراللهیان امشب درخشید 
چشم همه آزادگان را نور بخشید 
امشب عجب شوری دل دیوانه دارد 
امشب یم رحمت به کف دردانه دارد 
امشب محمد در بغل ریحانه دارد 
امشب علی قرآن به روی شانه دارد 
امشب ز هم وا شد گل لبخند زهرا 
آمد به دنیا نازنین فرزند زهرا 
این مشرق الانوار رب المشرقین است 
این جان عالم این امام العالمین است 
این عین حق یعنی علی را نور عین است 
این شمع جمع آل پیغمبر حسین است 
دیدار روی خالق سرمد مبارک 
قرآن به روی سینه ی احمد مبارک 
این کیست مصباح الهدا فلک نجات است 
شویندۀ لوح تمام سیئات است 
این کام خشکش خضر را عین الحیوة است 
این هستی ما در حیات و در ممات است 
دار و ندار انبیا، هست خداوند 
چشم خدا، روی خدا، دست خداوند 
نام حسین اول به قلب ما نوشتند 
آن گه گل ما را به مهر او سرشتند 
آن که بذر حب او در سینه کشتند 
نه عاشق حور و نه دنبال بهشتند 
فردای محشر چشمشان سوی حسین است 
حور و قصر و خلدشان روی حسین است 
ای روح پاک انبیا پروانه ی تو 
قلب همه خوبان عالم خانه ی تو 
کوه غم خلق جهان بر شانه ی تو 
عقل و خرد دیوانه ی دیوانه ی تو 
بگذار تا آشفته ی موی تو باشم 
دیوانه ی زنجیری کوی تو باشم 
این جرم های بی شمارم یابن زهرا 
این چشم های اشک بارم یابن زهرا 
بر درگهت امیدوارم یابن زهرا 
تنها تویی دار وندارم یابن زهرا 
من هر که هستم "میثم" کوی شمایم 
آلوده ام امــا ثــناگـوی شـمایم 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ 


تاریخ : پنجشنبه 31 اردیبهشت 1394 | 12:17 ق.ظ | نویسنده : حسن سرابادانی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.