تبلیغات
دعای فرج هیئت محبان الحسین(ع) سرابادانی اشعار و نوحه وتصاویر متحرک مذهبی - گلچین اشعار میلاد حضرت امام حسین(ع) سری دوم

دل بی قرار اختیاری ندارد                               اسیر است و راه فراری ندارد

مقامات عاشق فنا می پذیرد                              اگر هم بمیرد مزاری ندارد

کسی که بنا نیست بی سر بمیرد                        چه بهتر دل بیقراری ندارد

دل بی حسین اصل و فرعش زیادی است            شبیه درختی که باری ندارد

فرشته چرا؟ خوش به حال من و تو                 ملک آن چه را که تو داری ندارد

دل بی حسین از گل بدترین هاست                  دل بی حسین اعتباری ندارد

بود ذکر سجاده هر فقیری

امیری حسین فنعم الامیری

همه زیر پایند و بالا حسین است                                  همه قطره هستند و دریا حسین است

چه رسم خوشی... که زمان تولد                                        کلام نخستین ما یا حسین است

حسن یا علی فاطمه یا محمد                                          تجلی این چهار تن با حسین است

حسن هم حسین است، علی هم حسین است            محمد حسین است و زهرا حسین است

همین که به جز عشق چیزی نگفتیم                                      تجلی "لا ذکر الا حسین" است

گنهکارها نیز ترسی ندارند                                               قیامت اگر دست آقا حسین است

شه عالمینیم، الحمدلله

غلام حسینیم، الحمدلله

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

روز ازل که قسمت ما را نوشته اند                         ما را به نام حضرت دریا نوشته اند

کار جنون ما به تماشا کشیده است                          ما را غبار محمل لیلا نوشته اند

بر روی بال های تمام فرشتگان                          از سرگذشت عاشقی ما نوشته اند

یوسف کجاست تا سر خود را فدا کنیم                        ما را ز دودمان زلیخا نوشته اند

گیرم نوشته اند که ما هم کسی شویم                    تنها به خاطر دل زهرا نوشته اند

روز ازل مقابل اسمی که تا ابد                         یک یا حسین گفته مسیحا نوشته اند

هم چون تو را نه این که دو عالم ندیده است

مثـل تو را به خاک خدا هم ندیده اسـت

آن جلوه ای که نور تو را آفریده است                    در پیش خویش قبله نما آفریده است

حتی تمام بود و نبودی که هست و نیست              محض گل جمال شما آفریده است

یک کعبه را برای خودش خلق کرده است         شش گوشه را به خاطر ما آفریده است

تا قبله را برای همیشه نشان دهد                         در خاک خویش کرببلا آفریده است

جبریل زیر پای تو فهمیده است غیب                          این بال را برای کجا آفریده است

مردم خدا شنیده ولیکن ندیده اند

ما دیده ایم آن چه که مردم شنیده اند

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

امشب برای فاطمه گوهر رسیده است                   شادی به قلب و جان پیمبر رسیده است

حیدر نظاره كن كه دلبر رسیده است                             مژده بده حسن برادر رسیده است

كوری چشم دشمن زهرا و مرتضی

حالا دوباره فاطمه مادر شده خدا

او آمده تا كه خدایی كند مرا                    مشغول كسب و كار گدایی كن مرا

بال و پرم دهد هوایی كند مرا                        امشب زلطف كرببلایی كند مرا

او امده تا كه مرا مبتلا كند

عاشق ترین گدا كند و پر بها كند

این بزم عیش بایم چه عالی است                     اینقدر عالی است كه گویا خیالی است

فطرس به گریه گفت كه بالم چه بالی است           جایش چقدر خواهر ارباب خالی است

این بزم عیش بی می و ساغر نمی شود

كامل بدون تك یل حیدر نمی شود

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

گر چه از عشق فقط لطمه زدن را بلدیم               گر چه چندی است که بی روح تر از هر جسدیم

گر چه در خوب ترین حالت مان نیز بدیم                                 جز در خانه ی ارباب دری را نزدیم

روزگاری است که ما رعیت این خانه شدیم

سجده ی شکر بر آریم که دیوانه شدیم

ما که بر صاحب این عشق ارادت داریم                   ما که انگیزه ی بر گشت به فطرت داریم

یک نفس تا به خدا بُعد مسافت داریم                           باز هم در سرمان شور زیارت داریم

هرکه دارد سر همراهی ما بسم الله

هر که دارد هوس کرب بلا بسم الله

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

در معرکه ی عشق عجب حال و هوایی ست           در محفل عشاق چه شوری چه صفایی ست

دل ها ز نوایی به طرب آمده امشب                          آوای خوش عشق رسیده، چه نوایی ست

در پشت در خانه ی مولا چه خبر هست              هر کس که می آید به کفش ظرف گدائی ست؟

در کون و مکان بوی خوش سیب می آید                      دل ها همه سرمست می کرببلایی ست

از نور وجودش همه جا تحت شعاع است                        این جلوه فقط جلوه ی انوار خدایی ست

امشب همه لیلاصفتان غرق سجودند

مجنون شده ی صورت ارباب وجودند

از مشرق و از مغرب عالم همه امشب                         چون فطرس پرسوخته در زمزمه امشب

به به چه خبر گشته شب شهر مدینه                       در سینه ی یثرب شده غم خاتمه امشب

در عالم بالا همه مستند و خرابند                                     بر عرش رسیده بخدا قائمه امشب

رخسار نبی، روی علی، صورت زهرا                              در صورت او گشته نمایان همه امشب

در خانه پر عشق علی گشته نمایان                                  لبخند خدا روی لب فاطمه امشب

نه یوسف و نه یونس و نه نوح و نه آدم

سرمست حسین است تمامی دو عالم

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

جهت مشاهده دیگر اشعار

ولادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع)

به ادامه مطلب مراجعه نمایید

همیشه بهشت است جایی که دارید 
الهی روی خلوتی هم نبیند 
شلوغی این کوچه هایی که دارید 
مجال عرق ریختن هم ندادید 
به پیشانی این گدایی که دارید 
نمی خواهم اصلاً بفهمم که ما را 
کجا می برد ردّ پایی که دارید 
همین که شما می بریدم، یقیناً 
شبی می رسم تا خدایی که دارید 
از امروز نامه رسان حسین است 
پر فطرس بینوایی که دارید 
برایم هوای بهشتی بالا 
حرام است با کربلایی که دارید 
شما با خدا با خدا با خدایید 
و من با شمایم شمایی که دارید... 
...مرا خیمه کربلا می نویسید 
دخیل حسینیه ها می نویسید 
دل بی قرار اختیاری ندارد 
اسیر است و راه فراری ندارد 
مقامات عاشق فنا می پذیرد 
اگر هم بمیرد مزاری ندارد 
کسی که بنا نیست بی سر بمیرد 
چه بهتر دل بیقراری ندارد 
دل بی حسین اصل و فرعش زیادی است 
شبیه درختی که باری ندارد 
فرشته چرا؟ خوش به حال من و تو 
ملک آن چه را که تو داری ندارد 
دل بی حسین از گل بدترین هاست 
دل بی حسین اعتباری ندارد 
بود ذکر سجاده هر فقیری 
امیری حسین فنعم الامیری 
همه زیر پایند و بالا حسین است 
همه قطره هستند و دریا حسین است 
چه رسم خوشی... که زمان تولد 
کلام نخستین ما یا حسین است 
حسن یا علی فاطمه یا محمد 
تجلی این چهار تن با حسین است 
حسن هم حسین است، علی هم حسین است 
محمد حسین است و زهرا حسین است 
همین که به جز عشق چیزی نگفتیم 
تجلی "لا ذکر الا حسین" است 
گنهکارها نیز ترسی ندارند 
قیامت اگر دست آقا حسین است 
شه عالمینیم، الحمدلله 
غلام حسینیم، الحمدلله 
ندیدم کسی را گدایش نباشد 
مسلمان یا ربنایش نباشد 
مسیر تکامل یقیناً محال است 
اگر کربلا انتهایش نباشد 
برای جهنم چه خوب است، هر که 
حسین بن زهرا برایش نباشد 
مگر می شود؟نه...نه... امکان ندارد 
خدا باشد و کربلایش نباشد 
خدایی که دار و ندارش حسین است 
مگر می شود خون بهایش نباشد؟ 
یقین کشتی او نجاتی ندارد 
اگر خواهرش ناخدایش نباشد 
حسین آمد و بال ها گریه کردند 
تمامی گودال ها گریه کردند 
پر ما کجا؟...وسعت آسمانت؟ 
پریدن کجا؟... قبه ی لامکانت؟ 
حسن هم به پای تو قد راست می کرد 
ادب داشت، پیشت امام زمانت 
تو بالا نشینی، چگونه نباشد 
سر شانه های پیمبر مکانت؟ 
تویی سنت هفت تکبیر احرام 
نبی منتظر شد بچرخد زبانت 
شما هر دو در حالت ارتزاقید 
اگر می گذارد دهان بر دهانت 
خدا بهتر از تو ندارد اگر داشت 
یقین کن که می داد روزی نشانت 
خداوند مثل تو دیگر ندارد 
شبیه تو دارد اگر، خب بیارد 
من و سال ها جستجویت، حسین جان 
من و منت گفتگویت، حسین جان 
مگر می شود من به پایت نیفتم 
من و سجده بر خاک کویت حسین جان 
من عادت ندارم شبی بی تو باشم 
من و هیئت کو به کویت حسین جان 
گلوی تو عادت به نیزه ندارد 
به قربان زیر گلویت، حسین جان 
چقدر آه گفتی جوابت ندادند 
چقدر آب گفتی و آبت ندادند 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ 
تا آبشار زلف تو را شب نوشته اند 
ما را اسیر خال روی لب نوشته اند 
در اعتکاف گیسوی تو سال های سال 
مشغول ذکر و سجده و یا رب نوشته اند 
در مسجد الحرام خم ابروان تو 
مثل فرشتگان مقرب نوشته اند 
در محضر نگاه الهی تو مرا 
در خیل نوکران مهذَب نوشته اند 
شب های جمعه که دل من مست کربلاست 
از اشتیاق وصل لبالب نوشته اند 
با یک نگاهِ مادرت این جا رسیده ایم 
با این دلی که فاطمه مذهب نوشته اند 
از هر چه بگذرم سخن دوست خوشتر است 
ما را فدای دلبر زینب نوشته اند 
من را که بی‌ قرار حرم می کنی بس است 
اصلاً مرا غبار حرم می کنی بس است 
شرط نزول کوثر رحمت دعای توست 
اصلاً تمام خلقت عالم برای توست 
بالاتری ز درک تمام جهانیان 
وقتی که انتهای جهان ابتدای توست 
حتی نداشت روح الامین اذن پر زدن 
آنجا که از ازل اثر رد پای توست 
بی حب تو کسی به سعادت نمی رسد 
رمز نجات اهل زمانه ولای توست 
آسوده خاطران هیاهوی محشریم 
وقتی رضای حضرت حق در رضای توست 
فردوس ماست تا به ابد روضة الحسین 
تنها بهشت اهل ولا ، کربلای توست 
در آستانة تو کسی نا امید نیست 
صحن امیر علقمه دار الشفای توست 
از ابتدای صبح ازل فضل می کنی 
ما را گدای دست اباالفضل می کنی 
وقتی که هست دوش نبی آسمان تو 
یعنی تو از پیمبری و او از آن تو 
فرزند خویش را به فدای تو کرده است 
بسته ست جان حضرت خاتم به جان تو 
معلوم کرد نزد همه حرمت تو را 
با بوسه های دم به دمش بر دهان تو 
فرمود هفت مرتبه تکبیر عشق را 
تا بشنود ترنم عشق از زبان تو 
آوای «من أحب حسیناً» وزیده است 
هر روز پنج مرتبه از آستان تو 
ما از در حسینیه جایی نمی رویم 
هستیم تا همیشه فقط در امان تو 
هر شب نشسته فطرس اشکم به راه عشق 
آنجا که صبح می گذرد کاروان تو 
این اشک ها برای دلم توشه می شود 
اذن طواف مرقد شش گوشه می شود 
حال و هوای قلب من امشب کبوتریست 
وقتی که کار صحن و سرای تو دلبریست 
شب های جمعه عکس حرم زنده می شود 
تصویر رقص پرچم و گنبد چه محشریست 
ما را اسیر عشق تو کرده، تفضلت 
با این حساب کار شما ذره پروریست 
با تربت تو کام دلم را گشوده اند 
آقا ارادتم به شما ارث مادریست 
در ماتم تو محفل اشک است چشم ما 
اصلاً بنای هیات ما روضه محوریست 
ما سال هاست در غم تو گریه می‌کنیم 
هم ناله با محرم تو گریه می‌کنیم 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ 
در معرکه ی عشق عجب حال و هوایی ست 
در محفل عشاق چه شوری چه صفایی ست 
دل ها ز نوایی به طرب آمده امشب 
آوای خوش عشق رسیده، چه نوایی ست 
در پشت در خانه ی مولا چه خبر هست 
هر کس که می آید به کفش ظرف گدائی ست؟ 
در کون و مکان بوی خوش سیب می آید 
دل ها همه سرمست می کرببلایی ست 
از نور وجودش همه جا تحت شعاع است 
این جلوه فقط جلوه ی انوار خدایی ست 
امشب همه لیلاصفتان غرق سجودند 
مجنون شده ی صورت ارباب وجودند 
از مشرق و از مغرب عالم همه امشب 
چون فطرس پرسوخته در زمزمه امشب 
به به چه خبر گشته شب شهر مدینه 
در سینه ی یثرب شده غم خاتمه امشب 
در عالم بالا همه مستند و خرابند 
بر عرش رسیده بخدا قائمه امشب 
رخسار نبی، روی علی، صورت زهرا 
در صورت او گشته نمایان همه امشب 
در خانه پر عشق علی گشته نمایان 
لبخند خدا روی لب فاطمه امشب 
نه یوسف و نه یونس و نه نوح و نه آدم 
سرمست حسین است تمامی دو عالم 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ 
نوری به نسل ساقی کوثر اضافه شد 
ماهی به روی دامن مادر اضافه شد 
مولودی آمد و نمک نان خلق شد 
بر رزق سفره ها دو برابر اضافه شد 
وقتی که پا به روی زمین زد خدای عشق 
از این به بعد واژۀ نوکر اضافه شد 
امروز با ولادت ارباب یک نفر 
بر شافعان عرصۀ محشر اضافه شد 
از معجزات نور وجود حسین بود 
بر بال های فطرس اگر پر اضافه شد 
با دیدن حسین، حسن افتخار کرد 
بر میوه های قلب پیمبر اضافه شد 
این شد که ما به نان و نوایی رسیده ایم 
از برکت حسین به جایی رسیده ایم 
آدم ز گریه بر غم او آبرو گرفت 
امشب مسیح از دم او آبرو گرفت 
هر کس که گریه کرد برایش عزیز شد 
از روضه ها و ماتم او آبرو گرفت 
موسی عصا به دست رها کرد طور را 
آمد و از محرم او آبرو گرفت 
خضر نبی که زندگیش جاودانه شد 
از قطره های زمزم او آبرو گرفت 
دنیا ز اعتبار مسیح و کلیم و نوح 
یا از نگین خاتم او آبرو گرفت؟ 
من مطمئنم هر که به بالا رسیده است 
از ریشه های پرچم او آبرو گرفت 
این واژه در تمام جهان نقش پرچم است 
ارباب ما معلم عیسی بن مریم است 
از آسمان به سوی زمین این ندا رسید 
مژده به هم دهید که خون خدا رسید 
تکمیل شد حدیث بلند رسول عشق 
یعنی که تک ستارۀ اهل کسا رسید 
در ازدحام خیل گدا می شود شنید 
سلطان عشق، پادشه کربلا رسید 
حال و هوای مستی ما بی دلیل نیست 
امشب حسین فاطمه ارباب ما رسید 
جذب خودش نموده تمامی خلق را 
مثل پیمبری که ز غار حرا رسید 
امشب تبرکی ز درش خاک می برند 
آنان که هر کدام به قومی پیمبرند 
حساس بود فاطمه بر گریه های او 
بر بوسۀ نبی به تن و دست و پای او 
پروانه های سوختۀ دور شمع او 
جبریل می شوند همه از دعای او 
صدها مسیح دم همه بیمار او شدند 
حلقه زدند بر در دار الشفای او 
ثابت شود به خلق ازل تا ابد که نیست 
خاکی شبیه تربت کرببلای او 
ما که بهشت را همگی لمس کرده ایم 
هر شب میان گریه و در روضه های او 
وقتی که ذره پروری اصل صفات اوست 
پس سینه زن شدن یکی از معجزات اوست 
بر سینه غیر نام تو را حک نمی کنیم 
از بین سینه عشق تو را دک نمی کنیم 
هر کس که در مقابل تو صف کشیده است 
ما به حرامزادگی اش شک نمی کنیم 
خود را به پیش هیچ کسی جز خود شما 
آقا به جان فاطمه کوچک نمی کنیم 
ما سیب سرخ سینه خود را حسین جان 
با معصیت به عشق شما لک نمی کنیم 
لطف تو بود بر دل مسکین پناه داد 
ما را رقیه ات سر این سفره راه داد 
آن دختری که فاطمۀ کاروان شده 
آن که سه سال داشت ولی قد کمان شده 
از آن زمان که رأس تو را روی نیزه دید 
مانند عمه جان خودش روضه خوان شده 
جان داد و در عوض ز لبت بوسه ای گرفت 
از آن لبی که بوسه گه خیزران شده 
طفل سه ساله ای که پر از خار شد تنش 
از بس دویده اند پی اش نیمه جان شده 
در مجلس یزید که حرف از کنیز شد 
زهرای کاروان تو سخت امتحان شده 
امشب تو آمدی و به ما اشک می دهند 
ما تشنه ایم و باده از آن مشک می دهند 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@


تاریخ : چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 | 11:19 ب.ظ | نویسنده : حسن سرابادانی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.